معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ١٤٧ - پاسخ ادعاى مستشرقان
كه خدا درباره آنان روا داشته است، درباره او روا ندارند؟
مولى اميرالمؤمنين (ع) درباره پيامبر اكرم (ص) مىفرمايد:
ولقد قَرَنَ الله بِهِ من لَدُن ان كان فطيماً اعظم ملكِ من ملائكته يسلك به طريق المكارم و محاسن اخلاق العالم ليله و نهاره ...؛[١]
خداوند شبانهروز فرشتهاى بر او گمارده بود تا او را به كمالات انسانى رهنمون باشد.
علاوه بر اشكالات فوق، ايرادهاى ديگرى نيز به شرح زير بر داستان ياد شده وارد است:
١. سلسله سند داستان به شخص نخست كه شاهد داستان باشد نمىرسد، از اين رو روايت چنين داستانى مرسله تلقى مىشود.
٢. اختلاف نقل داستان، خود گواه ساختگى بودن آن است. در يكى از نقلها چنين آمده است: خديجه خود به تنهايى نزد ورقة رفت؛ در ديگرى آمده است كه پيامبر را با خود برد؛ در سومى ورقة خود پيامبر را در حال طواف ديده، از او جويا شد و بدو گفت؛ در چهارمى ابوبكر بر خديجه وارد شد و گفت: محمد را نزد ورقة روانه ساز.
اختلاف متن به حدّى است كه مراجعه كننده متحيّر مىشود كدام را باور كند و نمىتوان ميان آنها سازش داد.
٣. در متن بيشتر نقلها علاوه بر آن كه نبوّت پيامبر را نويد داده، آمده است:
وَ لَئِن ادْرَكتُ ذلكَ لَانصُرنكَ نصراً يَعلمَه الله فَان يُبعَثُ و انا حيٌّ فَاعزره و انصُرهُ و اومِن به ...؛
يعنى هرگاه دوران بعثت او را درك كنم، ايمان آورده، او را يارى و نصرت خواهم كرد.
محمد بن اسحاق، سيرهنگار معروف نيز اشعارى از ورقة مىآورد كه كاشف از ايمان راسخ وى به مقام رسالت پيامبر است. غافل از آن كه ورقة تا ظهور دعوت حيات داشت، ولى هرگز به دين مبين اسلام مشرف نگرديد و مات
[١] . صبحى صالح، نهج البلاغه، خطبه قاصعه، شماره ١٩٢، ص ٣٠٠.