معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٥٠٦ - ٥ نزاهت حضرت لوط(ع)
شهوت را فرو مىنشاند، و از هر گونه تباهى در امان مىدارد.
صيغه تفضيل (أطهر) در اين جا، براى مبالغه در طهارت و نزاهت است، و لذا فاقد مفهوم است.
گويد: ظاهر آيه مىرساند كه حضرت لوط، در آن هنگام كه قوم خود را در حال هيجان شهوت ديد، به آنان دستور داد تا با همسران خود در آميزند و آرامش پيدا كنند، چنانچه در دستور شرع آمده: هر كه با ديدن زن اجنبى، حالت تهييج به وى رخ داد، فوراً به سراغ همسر خود رفته با او در آميزد و خود را از چنگال عفريت برهاند.[١]
سپس اضافه مىكند: چگونه ممكن است فرد صالح و درستكارى- گرچه پيامبر هم نباشد- چنين پيشنهاد ننگينى كند، و صرفاً به جهت حفظ آبروى خود، دختران پاك و معصوم خود را در معرض هوسرانانى كه يك مشت اراذل و اوباشند به رايگان قرار دهد؟! اين مانند آن است كه خون را با بول شستشو دهند!! و هرگز معقول نيست كه حضرت لوط، دختران خود را به افرادى فاسد عرضه كند و بگويد: هُنَّ أَطْهَرُ لَكُمْ دختران من براى شما پاكيزهترند!! با آنكه مىدانست آنان نمىپذيرند و به دنبال هوس شيطانى پليد هستند.
هرگز نتوان پليدى را با پليدى ديگر دفع نمود، و شستن خون با بول، طهارتآور نيست تا بگويد: هُنَّ أَطْهَرُ لَكُمْ. بلكه در اين هنگام، گناهى بزرگتر است؛ زيرا امر به منكر و خروج از راه شريعت است، كه صرفاً براى حفظ آبرو لحاظ شده.
اما گفته آنان لَقَدْ عَلِمْتَ ما لَنا فِي بَناتِكَ مِنْ حَقٍ- مىدانى كه ما را روا نباشد كه با دختران تو ازدواج كنيم- اين سخن، جنبه استهزاء دارد، زيرا حقى را كه آنان براى خود روا مىداشتند، همان آميزش با همجنس بوده، كه قبلًا براى خود فرض كرده و به دنبال آن بودند، و اگر آميزش با همسران باشد، كه از پيش از آن روى برتافتهاند. از اين رو پيشنهاد لوط را يك نوع بيهوده گويى پنداشتهاند.[٢]
نمونه دوم را نيز ببينيد:
امام فخر رازى به همين راه رفته، و مقصود از «بنات» را «بنات القوم» دانسته، زيرا پيامبر پدر امت است.
[١] . تفسير المنار، ج ١٢، ص ١٣٤.
[٢] . نقد شبهات قرآنى، صص ٨٤- ٨٢.