معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٥٠٥ - ٥ نزاهت حضرت لوط(ع)
مقصود وى، دخترانش نبوده، بلكه زنان امّت را گفته است، زيرا هر پيامبرى پدر امّت خويش است.[١]
نيز ابو جعفر طبرى و ابن أبى حاتم از مفسّر بزرگ و پيرو خطّ مولا امير مؤمنان (عليه السلام) سعيد بن جبير روايت مىكنند، گويد:
آنان را به زنانشان فرا خواند، و هر پيامبرى پدر امّت خويش مىباشد.[٢]
همچنين از قتاده نقل مىكند:
أمرهم لوط بتزويج النساء.[٣]
از سدّى كبير اسماعيل بن عبد الرحمان مؤلف بزرگترين و معتبرترين تفسير در اوائل قرن دوم نيز روايت شده، گويد:
آنچه را كه عرضه كرد، زنان امّت بودند، زيرا هر پيامبرى پدر امّت خويش محسوب مىشود.[٤]
عيّاشى و كلينى از امام صادق (عليه السلام) روايت مىكنند كه فرمود:
عرض عليهم التزويج؛[٥]
يعنى: هشدار داد تا از اين گونه رفتارهاى ناشايست دست بردارند، و راه حلال كه همان تزويج است در پيش گيرند![٦]
در اينجا باز هم روحيه حقيقتخواهى و تعصبگريز آيتالله معرفت، وى را به بهرهگيرى از آراى مفسران اهل تسنن سوق مىدهد. نمونه نخست را ببينيد:
مفسّر معاصر شيخ محمد عبده در تفسير المنار گويد: لوط، دختران قوم خويش را گفته، زيرا پيامبر در ميان قوم خود مانند پدر قبيله است، چنانچه ابن عباس و مجاهد و سعيد بن جبير گفتهاند، و اين گفتار شامل زنان شوهردار و بىشوهر مىشود كه آماده ازدواجاند. چه بهرهگيرى از زنان از راه ازدواج، پاكيزهتر از آلودگى به پليدى لواط است. زيرا آتش
[١] . تفسير طبرى، ج ١٢، ص ٥١( بولاق). ابن ابى حاتم، ج ٦، ص ٢٠٦٢/ ١١٠٦٦. ثعلبى، ٥/ ١٨١.
[٢] . تفسير طبرى، ج ١٢، ص ٥١.
[٣] . همان.
[٤] . همان.
[٥] . محمّد بن مسعود العياشى، تفسير العياشى، ج ٢، ص ١٥٦/ ٥٤؛ محمد بن يعقوب كلينى، الكافى، ج ٥، ص ٥٤٨/ ٧؛ محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج ١٢، ١٧٠/ ٢٩ و ١٧١/ ٣٣؛ حرعاملى، وسائل الشيعه، ج ٢٠، ٣٣١/ ٦، باب ٣.
[٦] . نقد شبهات قرآنى، صص ٨٢- ٧٩.