معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٤٧٤ - ٣ رابطه بداء با پيشگويىهاى انبيا و اولياى الهى
پيشگويىها، تكذيب پيامبران و يا امامان است و چه بسا، اين مسأله باعث بىاعتمادى به آنها شود؛ زيرا هنگامى كه برخى از پيشگويىهاى آنها متحقق نشد، اين گمان در ذهن برخى پديد مىآيد كه سخنان ديگر آنها نيز از اين قبيل است. بنابراين اين اخبار غيبى نيز تأملبرانگيز شده است.
اينك به برخى از آنها اشاره مىكنيم:
١. حضرت يونس، از هدايت قومش نااميد گشت، آنها را نفرين كرد و با بروز نشانههاى عذاب- كه سه روز بيشتر به وقوع آن نمانده بود- آنها را ترك كرد. آن مردم، دست به دعا و تضرع برداشته و جداً خدا را از سر اخلاص خواندند و از گناهان خويش توبه كردند. در اين هنگام بود كه نشانههاى عذاب از آنها بر طرف شد و آرامش به سوى آنها بازگشت. حضرت يونس از تضرّع و دعا و ايمان قومش در آن هنگام آگاه نبود و تصوّر مىكرد كه عذاب، قومش را فرا مىگيرد، ولى بداء حاصل شد و عذاب بر آنان وارد نشد:
فَلَوْ لا كانَتْ قَرْيَةٌ آمَنَتْ فَنَفَعَها إِيمانُها إِلَّا قَوْمَ يُونُسَ لَمَّا آمَنُوا كَشَفْنا عَنْهُمْ عَذابَ الْخِزْيِ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ مَتَّعْناهُمْ إِلى حِينٍ.[١]
چرا هيچ شهرى نبود كه [اهل آن] ايمان بياورد و ايمانش به حال آن سود بخشد؟ مگر قوم يونس كه وقتى [در آخرين لحظه] ايمان آوردند، عذاب و رسوايى را در زندگى دنيا از آنان برطرف كرديم و تا چندى آنها را برخوردار ساختيم.
٢. داستان روياى حضرت ابراهيم كه در عالم رويا چندين بار مشاهده نمود كه فرزندش اسماعيل را قربانى مىكند و از اين خواب دريافت كه او مأموريت يافته كه فرزندش را قربانى كند. موضوع را با اسماعيل در ميان گذاشت. اسماعيل در پاسخ گفت: پدرجان! آنچه فرمانت دادهاند، انجام بده كه به زودى مرا به خواست خداوند، از شكيبايان خواهى يافت. هنگامى كه ابراهيم (ع) مشغول ذبح شد، كارد بر گلوى اسماعيل اثر نكرد و خداوند گوسفندى از بهشت به عوض اسماعيل، عنايت فرمود تا آن ذبح شود. هر چند كه ابراهيم به
[١] . يونس، آيه ٩٨.