معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٤٥ - پرسشهايى در مورد عرف خاص داشتن قرآن
معتقدان به قرآن مىآموزند كه قرآن در بسيارى از واژههايش معانى خاص خود را قصد كرده كه در مجموع «فرهنگ قرآن» را شكل مىدهد.
اما اين كه قرآن به زبان «عربى مبين» نازل شده است،[١] اين امر با عرف عام و يا عرف خاص بودن زبان قرآن ارتباطى ندارد. بلكه اشاره به بُعد ديگرى از زبان است. زبانِ «عربى مبين» در برابر «عربى غير مبين» است. اگر قرآن تنها از زبان و لهجه رايج در قبيله خاصى استفاده مىكرد، براى همه قابل فهم نبود و بلكه غيرفصيح بود. امروزه هم در هر زبانى و بهخصوص زبانهاى بزرگ و زنده دنيا مانند انگليسى و عربى، ما يك زبان و لهجه فصيح داريم كه معمولَا در رسانههاى گفتارى و نوشتارى بهطور عمده از اين زبان استفاده مىشود و در كنار آن، زبانِ غير فصيح هم داريم كه مردم عادى در بسيارى از شهرها و روستاها با آن زبان و با لهجههاى خاصى صحبت مىكنند كه براى بسيارى بهطور كامل قابل فهم نيست و همه به راحتى نمىتوانند آن را ياد بگيرند و بدان تكلّم كنند. معمولًا زبان فصيح در جايى شكل مىگيرد كه محل رفت و آمد اهل زبان، از قبايل و قومها و لهجههاى مختلف، است در چنين جاهايى واژههاى غريب و ثقيل اندك اندك از استعمال مىافتد و تنها واژههايى ماندگار مىشوند كه كاربرد آنها آسان است. در زمان نزول قرآن كريم، شهر مكّه چنين شرايطى را براى شكلگيرى يك زبان عربى فصيح پديد آورده بود، چرا كه مكّه هم مركز تجارى و هم مركز مذهبى و هم مركز فرهنگى و ادبى براى عرضه اشعار شاعران بوده است. قرآن كريم از چنين زبانِ پالايش يافتهاى جهت بيان مقاصد خود بهره گرفته است. پس استفاده از اين زبان فصيح عربى با اين امر مغايرتى ندارد كه فهم بسيارى از مفاهيم قرآن نيازمند تدبّر و نيز تفسير باشد.
علامه طباطبايى در مورد مفاهيمِ معارفى در احاديث نيز بر همين اعتقاد است كه بسيارى از آنها از سطح فهم عادى و عرفى فراتر است. ايشان در حاشيهاى كه بر بيان مرحوم علامه مجلسى در باب عقل و معانى آن آورده،
[١] . رك: شعراء، آيه ١٩٥؛ نحل، آيه ١٠٣.