معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٢٨١ - ١ ٣ نقد ديدگاه حداكثرى
در مورد احكام را بيان كرده باشد؛ به دليل اينكه اگر همه چيز بيان شده بود، ديگر به شريعت بعدى و كتاب آسمانى ديگر نيازى نبود.
٢. آيه ٨٩ سوره نحل در صدد اتمام حجّت بر كافران است كه روز رستاخيز هر پيامبرى با عنوان شاهد بر رفتار امّتهاى خود برانگيخته مىشود و پيامبر اسلام نيز شاهد بر اين امّت مىباشد، زيرا كتاب و شريعتى كه بر دست او فرستاده شده، كامل بوده و همه چيز در آن بيان شده است:
وَ جِئْنا بِكَ شَهِيداً عَلى هؤُلاءِ. وَ نَزَّلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ تِبْياناً لِكُلِّ شَيْءٍ وَ هُدىً وَ رَحْمَةً وَ بُشْرى لِلْمُسْلِمِينَ.[١]
يعنى جاى نقص و كاستى در بيان وظايف و تكاليف شرعى باقى نگذارديم، تا هدايت و رحمت و بشارتى براى مسلمانان باشد. لذا با ملاحظه شأن نزول و مخاطبين مورد نظر آيه و نيز صدر و ذيل آيه، بهخوبى روشن است كه مقصود از تِبْياناً لِكُلِّ شَيْءٍ همان فراگيرى و جامعيّت احكام شرع است. در اينگونه سخنان بايد ببينيم كه گويندهاش خود را در چه موضعى قرار داده و اين سخن را گفته است. مدعى بيانگر همه چيز بودن قرآن كريم بر كرسى تكوين تكيه نداده است؛ اگر به كرسى تكوين تكيه داده بود و گفته بود كه هر آنچه كه مورد نياز است، من براى شما آوردهام؛ در چنين ادعايى جا داشت كه بگوييم علوم تجربى و رياضى و تمام ابعاد فرآوردههاى بشرى بايد حداقل ريشهاش در قرآن بوده باشد؛ ولى اين سخن را موقعى گفته است كه بر كرسى تشريع تكيه زده، پس معنايش اين است كه آنچه در رابطه با شريعت است، اصولًا و فروعاً، ما براى شما مطرح و پايهريزى كردهايم. اين همانند آن است كه يك فقيه كتابى بنويسد و بگويد هر آنچه مورد نياز بوده است، در اين كتاب گرد آوردهام. اين سخن را موقعى مىگويد كه بر كرسى فقاهت تكيه زده باشد، مثل من لا يحضرهالفقيه يا وقتىكه محمدبن زكريا مىگويد:
من كتابى مىنويسم كه تمام نيازمندىهاى مردم را فراهم كنم و بدينسان كتاب من لا يحضرهالطبيب را مىنويسد. يعنى هر آنچه را كه در عالم پزشكى مورد نياز است من ارائه مىدهم. چرا؟ چون اين سخن را موقعى
[١] . نحل، آيه ٨٩.