معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٤٢ - شكلگيرى عرف خاص در قرآن و متون دينى
يكى از علوم و فنون و نحلههاى فكرى مانند زبان عرفا، زبان فلاسفه، زبان متكلّمان، زبان علوم تجربى و ... سخن گفته است! در حالى كه بطلان اين امر واضحتر از آن است كه به توضيح نياز داشته باشد. همان طور كه فلسفه با اصطلاحات علم نحو سخن نمىگويد و علم نحو با اصطلاحات علم رياضى بيان نمىشود! قرآن نيز با اصطلاحات هيچ كدام از علوم و فنون و مكاتب فكرى سخن نگفته است.
عرف خاص در مورد قرآن كريم به اين معنا است كه قرآن داراى اصطلاحات ويژه خود است، يعنى همان طور كه اگر كسى بخواهد متون پزشكى را بفهمد، ناچار از آشنايى با فرهنگ اصطلاحات پزشكى است. براى فهميدن قرآن نيز بايد با فرهنگ دين و اصطلاحات آن، بهويژه دين اسلام، آشنا باشد. كسى كه در تفسير قرآن تنها از معناى عمومى واژهها استفاده مىكند، مانند كسى است كه متن پزشكى را با استفاده از فرهنگهاى عمومى ترجمه و تفسير كند كه قطعاً رفتن به بىراهه است.
علّامه طباطبايى عدم توجّه به فرهنگ خاصّ قرآن در تفسير را، موجب در غلطيدن در وادى تفسير به رأى مىداند. ايشان مىفرمايد:
مفسّر نبايد در تفسير آيات قرآن به اسبابى كه براى فهم كلام عربى در دست دارد، اكتفا نموده، كلام خدا را با كلام مردم مقايسه كند. وقتى ما كلام يكى از افراد انسانى را مىشنويم، بىدرنگ براى فهمِ مرادش، قواعد معمول را به كار مىبنديم، همان طور كه در اقارير و شهادات چنين مىكنيم؛ زيرا بيانِ همه ما افراد انسانى بر مبناى معانى و مصاديق حقيقى و مجازى معهود در عرفِ اهل زبان است. بيانات قرآن را نبايد بر اين مبنا جارى دانست، بلكه آيات قرآن، كلامى متّصل به يكديگر است، كه در عين جدا جدا بودن، برخى شاهد بر برخى ديگر است، پس نمىتوان با صرف اجراى قواعد مقرر در علوم مربوط، معناى مراد از هر آيه را بهدست آورد، بدون آنكه در همه آيات مناسب با آن آيه تدبّر كنيم. اين مطلب از آيه أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً.[١] بنابراين، تفسير به رأى مربوط به طريق و شيوه كشف مراد
[١] . نساء، آيه ٨٢.