معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ١٠٠ - ٣ قواعد فهم
انسانى و روششناسى علوم انسانى نيز محدودتر از روششناسى فهم انسانى است. با اين وجود، علاوه بر توصيف و تبيين و تحليل رويكردهاى مختلف هرمنوتيك مانند: هرمنوتيك شلايرماخر، ديلتاى، هايدگر، گادامر، ريكور و هرش و غيره، مسايل زير بايد در حوزه هرمنوتيك مورد توجه قرار گيرد:
١. حقيقت و ماهيت فهم و فرايند پيدايش آن
هايدگر از ساختار وجودى دازاين و انسان به تلقى خاصى از فهم و تقدم فهم بر زبان و حتى تفسير مىرسد. گادامر با طرح دور هرمنوتيكى، حقيقت فهم را به تلاقى دو افق معنايى ميان مفسر و متن تفسير مىكند. حال بايد ديد كه آيا مىتوان حقيقت فهم را از هرگونه پيشفرض پاكسازى كرد و دريافت آيا فهم خالص از متن امكانپذير است؟ و اصولًا، پيشداورىها چه نقشى در فهم متن دارند؟ آيا فهم، عبارت از دريافت معناى نهايى متن يا فقط مراد گوينده است؟ آيا متن معناى نهايى دارد يا مىتوان بىنهايت معنا را به متن نسبت داد يا عمليات فهم پايانپذير است؟ اينگونه پرسشها و مانند اينها در هرمنوتيك جستوجو مىشود.
٢. معيار فهم
بحث ديگر به ارزشگذارى فهم و ملاك فهم صحيح از فهم سقيم بر مىگردد و اينكه آيا معيارى براى كشف فهم صحيح وجود دارد يا خير؟ نسبىگرايى در فهم را چگونه مىتوان پاسخ داد؟
٣. قواعد فهم
بخش مهمى از مباحث هرمنوتيك به قواعد فهم ضابطهمند متن مربوط است و اينكه قواعد استخراجى و استنباطى و استفهامى چيست؟ و به عبارت ديگر، منطق فهم زبان چيست؟ مباحث علم اصول فقه و علوم قرآنى با اين بخش همكارى فراوانى مىتوانند داشته باشند.