معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ١٨٧ - ١ مسائل زنان
نظاير آن بكشاند و عملًا بخش وسيعى از آيات قرآن را با ادعاى عرضى بودن، بهدست بايگانى و بوته فراموشى بسپارد.
اضافه كنم، احاله كردن صحت و سقم اين گزارهها به عدالت و رحمت و واگذارى تعريف اينها به برداشت معاصران از اين دو واژه و يا احاله كردن احكام قابل تغيير به انتظار بشر از دين،[١] چيزى جز مهيمن شدن و حاكم شدن انسان بر كلام الهى و اجازه تفسير به رأى و بلكه بالاتر، خدايى كردن بر كلام خدا نيست؛ كه بر اهل دقت مخفى نمىباشد. حقيقت آنكه ما موظف به ايمان به تمام اصول و فروع دين و گزارههاى قطعى آن هستيم و همين امر گوياى ارتباط دقيق فروع با اصول و عدم امكان تفكيك آن دو از يكديگر است.
در اينجا تذكر سه نكته را ضرورى مىدانم:
١. معناى اين سخن عدم امكان راه يافتن باطل به تفسير مفسران قرآن كريم نيست، چنانچه در طول تاريخ علم تفسير، هميشه با تفسيرهاى غلط برخى از مفسران مواجه بودهايم. همينطور در تعيين مصداق خارجى برخى مفاهيم مذكور در آيات و تطبيق آيات بر آنها، احتمال بروز اشتباه وجود دارد؛ چنانكه برخى مفسران، هيئت بطليموس را مراد از برخى از آيات مرتبط با مباحث هيئت و كيهانشناسى دانستهاند.
٢. مراد و اثبات احكام الهى، در اينجا نفى احكام حكومتى يا احكامِ تابع مصالح و مفاسد مقطعى نيست. تمام اينها در احكام فقهى اسلامى مذكور و براى هر كدام حدود و ثغورى بيان شده است. بلكه سخن در آن است كه اگر حكمى حكومتى نبود و يا مصلحت و مفسدهاى كه حكمت آن حكم است، تغيير نكرد و يا تبدّل و تغييرى در موضوع حكم صورت نگرفت، توجيهى براى تغيير آن حكم وجود ندارد، بلكه:
حَلَالُ مُحَمَّدٍ (ص) حَلَالٌ ابداً إِلَي يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَ حَرَامُهُ حَرَامٌ ابداً إِلَي يَوْمِ الْقِيَامَةِ.[٢]
٣. سخن گفتن قرآن با قوم و پرداختن به نمونهها و نيازهاى آنان به هيچ
[١] . ر. ك: مقالات عبدالكريم سروش، پيشين.
[٢] . كافى، ج ١، ص ٥٨.