معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٢٧٨ - ٢ ٢ ٢ آيات بيانگر جامعيت قرآن كريم
مراد ذيل آيه دلالت دارد كه مراد اين است كه اگر قرآنى با اين ويژگى نازل مىشد، باز آنها ايمان نمىآوردند، نه اين كه آن ويژگى مربوط به قرآن موجود باشد.[١] و چون آيه ٤٩ سوره قصص به آوردن كتابى هدايتگرتر از قرآن تحدى مىكند، اين شرط مربوط به جامعيت مىشود كه لازمه هدايتگرتر بودن جامعتر نيز باشد. اما نسبت به سوره نحل، آيه ٨٩ و سوره يوسف، آيه ١١١ اتفاقنظر وجود دارد كه در باب قلمرو بيانات قرآن است.
جناب استاد معرفت (ره) تنها از آيه ١١١ سوره يوسف و آيه ٨٩ سوره نحل بحث كرده و معتقد است آيه ٨٩ سوره نحل در رابطه با بيان فراگير احكام شريعت بوده و در صدد اتمام حجّت بر كافران است كه روز رستاخيز هر پيامبرى با عنوان شاهد بر رفتار امّتهاى خود برانگيخته مىشود؛ پيامبر اسلام نيز شاهد بر اين امّت مىباشد، زيرا كتاب و شريعتى كه بر دست او فرستاده شده، كامل بوده و همه چيز در آن بيان شده است:
وَ جِئْنا بِكَ شَهِيداً عَلى هؤُلاءِ. وَ نَزَّلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ تِبْياناً لِكُلِّ شَيْءٍ وَ هُدىً وَ رَحْمَةً وَ بُشْرى لِلْمُسْلِمِينَ.[٢]
يعنى جاى نقص و كاستى در بيان وظايف و تكاليف شرعى باقى نگذارديم، تا هدايت و رحمت و بشارتى باشد براى مسلمانان.
با ملاحظه شأن نزول و مخاطبان مورد نظر آيه و نيز صدر و ذيل آيه، بهخوبى روشن است كه مقصود از تِبْياناً لِكُلِّ شَيْءٍ همان فراگيرى و جامعيّت احكام شرع است.
اصولًا شعاع دايره مفهوم هر كلام، با ملاحظه جايگاهى كه گوينده در آن قرار گرفته، مشخص مىشود. آن گاه كه خداوند بر كرسى تشريع نشسته، در رابطه با كتب و شرايع نازل شده بر پيامبران، چنين تعبيرى بيان كند كه صرفاً به جامعيّت جنبههاى تشريعى نظر دارد! اين يك امر عرفى است؛ يعنى آنچه عرف از آن مىفهمند. در روايت نيز كه مىفرمايد:
عندنا كتاب علي فيه كل ما يحتاج اليه العباد حتي ارش الخدش
[١] . ر. ك: سيدمحمدحسين طباطبايى، الميزان فى تفسير القرآن، ج ١١، ص ٥٠٥.
[٢] . نحل، آيه ٨٩.