معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٢٩٧ - نكته دوم
هم ندارند.
٢. امورى كه تنها متفكّران درباره آن به نتيجه رسيدهاند و با هم اختلافى ندارند.
٣. امورى كه تنها متفكران در مورد آن به نتايجى رسيدهاند، ولى با هم اختلاف دارند.
٤. امورى كه تمام انسانها در مورد آن به نتايجى رسيدهاند، ولى با هم اختلاف دارند.
در حالت اوّل اگر وحى سخنى نگويد، مشكلى پيش نمىآيد؛ در حالت دوّم نيز ممكن است به خاطر اعتماد مردم به دانشمندان ضرورتى به بيان وحى نباشد؛ ولى در حالت سوّم بيان وحى لازم است، زيرا هر كسى نمىتواند به يكى از دانشمندان اعتماد كند؛ (تا لازم نباشد، يك نظريه در جامعه مورد عمل واقع شود) چون هرج و مرج پيش مىآيد و نيز در حالت چهارم كه حتى خود مردم هم اختلاف دارند، بيان وحى ضرورت دارد.
به نظر مىرسد، بيشتر مسائلى كه علوم بشرى به آن مىپردازد، حالت سوّم و چهارم را دارند كه بيان وحى در مورد آن امور نه تنها لغو نيست، بلكه ضرورت دارد. وجود مذاهب مختلف فكرى و اعتقادى در جوامع بشرى كه هر يكى ديگرى را خطا مىداند، دليل بر اين مدعى است و اين امر موجب شده است تا نتوان به يكى از آنها اعتماد كرد. اين نيست مگر به خاطر محدود بودن علوم بشرى و غير يقينى بودن اغلب آن.
گرچه در حالت اوّل كه همه انسانها به آن مىرسند و هيچ اختلافى با هم ندارند، بيان قرآن ضرورت ندارد؛ و در حالت دوّم نيز ممكن است به خاطر اعتماد مردم به دانشمندان به قرآن نيازى نباشد؛ ولى بيان قرآن در اين موارد لغو نيست، زيرا مىتواند ارشاد به حكم عقل و تأييد آن باشد[١] قرآن در مواردى
[١] . در مورد حكم ارشادى، ر. ك: محمدرضا مظفر، اصول الفقه، ج ٢- ١، ص ٢٢٧ و ج ٢، ص ١٣٤. حتّى مرحوم خواجه نصيرالدين طوسى يكى از اهداف وحى را تأييد عقل در آنچه كشف مىكند شمرده است.( ر. ك: علامه حلّى، كشف المراد فى شرح تجريدالاعتقاد، ص ٣٤٧.)