معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ١٢٩ - بررسى
مىكردند.[١]
استاد معرفت مىافزايد: آنچه علامه بلاغى فرموده، درستتر به نظر مىرسد.[٢]
انكار برافراشتن كوه بر فراز بنىاسرائيل
اين حادثه كه ريزش كوه از بلندى است و قرآن آن را يادآور شده و برخى از مستشرقان به دليل اينكه در عهد عتيق نيامده آن را نپذيرفتهاند،[٣] با اين اعتراض روبه رو شده كه از باب اجبار بر تكليف است.[٤]
بررسى
قرآن از اين حادثه، در دو جا ياد كرده است:
وَ إِذْ أَخَذْنا مِيثاقَكُمْ وَ رَفَعْنا فَوْقَكُمُ الطُّورَ خُذُوا ما آتَيْناكُمْ بِقُوَّةٍ وَ اذْكُرُوا ما فِيهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ.[٥]
وَ إِذْ نَتَقْنَا الْجَبَلَ فَوْقَهُمْ كَأَنَّهُ ظُلَّةٌ وَ ظَنُّوا أَنَّهُ واقِعٌ بِهِمْ خُذُوا ما آتَيْناكُمْ بِقُوَّةٍ وَ اذْكُرُوا ما فِيهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ.[٦]
در اين آيهها جز كنده شدن قطعهاى بزرگ از بلنداى كوه در پى يك لرزش يا زلزله ديده نمىشود. بنىاسرائيل كه در دامنه كوه گرد آمده بودند به چشم خود مشاهده كردند كه آن قطعه به سمت پايين سرازير شد و غلتيد تا در وسط راه به شكل عمودى ايستاد. آنان گمان كردند كه بر سرشان فرود خواهد آمد. اين حادثه از سنخ معجزهنمايى پروردگار بهدست پيامبران به منظور بيدارسازى وجدانها است، نه آنكه اجبار بر تسليم و فرمانبرى باشد.
[١] . نجّار، قصص الأنبياء، ص ٢٢٤.
[٢] . محمدهادى معرفت، شبهات و ردود حول القرآن الكريم، صص ٧٠- ٦٩.
[٣] . عمر رضوان، آراء المستشرقين حول القرآن الكريم و تفسيره، ج ١، ص ٣٤٨.
[٤] . ر. ك: تفسير المنار، ج ١، ص ٣٤٠؛ سيدمحمدحسين طباطبايى، الميزان فى تفسير القرآن، ج ١، ص ٢٠٠.
[٥] . بقره، آيه ٦٣.
[٦] . اعراف، آيه ١٧١.