معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٤٨٠ - ١ منزلت پيامبران الهى در قرآن
اين گونه تعبيرها در مورد پيامبران و اولياى الهى مخصوص قرآن است. در ساير متون، تعبيرات ناروا در اين زمينه زياد به چشم مىخورد. درباره حضرت نوح نوشتهاند شرابخوار مستى بود كه از شدّت بيهوشى برهنه و مكشوفالعوره در ميان چادر افتاده بود[١]. درباره حضرت ابراهيم نوشتهاند كه همسر خود را به دروغ خواهر معرفى كرد تا جان و مال خود را حفظ كند.[٢] در صورتى كه هاجر در آن هنگام در سنين بالاى عمر خويش در حدود هفتاد سالگى بود و جاى واهمه نبود كه فردى غيور مانند حضرت ابراهيم، ناموس خود را فداى جان و مال خود كند. درباره حضرت لوط گفتهاند كه در حال مستى با دخترانش درآميخت و آنان را آبستن نمود.[٣] درباره حضرت يعقوب كه با خداوند كُشتى گرفت و بر او چيره گشت و نبوّت از او بستاد.[٤]
هم چنين نوشتهاند كه ودايع نبوت را از پدرش اسحاق با تزوير در ربود[٥] داستان عجل بنىاسرائيل و ساختن آن را به هارون نسبت دادهاند[٦]. هم چنين افسانه داوود و اوريا كه همسر او را با ترفند شرمآورى از دستش ربود[٧]. از اين قبيل داستانهاى افسانهآميز در كتب عهدين فراوان است.[٨]
آيتالله معرفت با بيان اين حقيقت كه:
تحفظ بر منزلت پيامبران الهى، ويژگى قرآن است. اين در حالى است كه در تورات از شأن ايشان كاسته شده است.
اعلام مىدارد:
قرآن يادى از پيامبران الهى نكرده جز در هالهاى از تكريم و احترام، چنان كه ايشان را يكسره از پليدىها منزه و پاك شناسانده است. از باب نمونه سوره صافات را بنگريد كه چگونه از پيامبران همراه با احترامات فائقه ياد مىكند:
[١] . سفر پيدايش؛ باب ٩، شماره ٢٤- ١٨.
[٢] . همان، باب ١٢.
[٣] . همان، باب ١٩.
[٤] . همان، باب ٣٢، شماره ٢٩- ٢٢.
[٥] . همان، باب ٢٧.
[٦] . سفرخروج؛ باب ٣٢.
[٧] . صموئيل دوم؛ باب ١١.
[٨] . علوم قرآنى، ص ٣٨٣.