معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٣٠٩ - بررسى
بررسى
محتواى اين روايت قابل قبول نيست كه آيهاى از قرآن، كه معمولًا صحابه آن را مىنوشتند و حفظ مىكردند، به اين سادگى از بين برود. اگر كسى اين گونه احاديث را بپذيرد، مستلزم تحريف قرآن خواهد بود؛ چون آيهاى از قرآن كم شده و اين مخالف وعده الهى بر حفظ قرآن است. پس اين نسخ مردود و باطل است.
٢. نسخ تلاوت و بقاى حكم: يعنى لفظ آيهاى از صفحه قرآن محو شود، ولى قانون و حكم و محتواى آيه هم چنان بين مسلمانان باقى و نافذ باشد.
در اين مورد روايتى از برخى اصحاب مثل عمر بن خطاب و ابى بن كعب نقل شده كه «آيه رجم» اذا زنا الشيخ و الشيخه فارجموهما البة نكالا من الله و الله عزيز حكيم كه در مورد سنگسار كردن پيرمرد و پيرزن است، در قرآن بود و بعد حذف شد. حتى عمر آن را مىخواند و اصرار داشت در قرآن ثبت شود، ولى كسى قبول نمىكرد.[١]
بررسى: اين گونه نسخ، خلاف حكمت است كه آيهاى مستند حكم باشد، ولى محو شود و حكم آن هم چنان باقى بماند. علاوه بر اين كه پذيرش اين گونه نسخ مستلزم تحريف قرآن است كه آيهاى از قرآن كم شده باشد و اين مخالف وعده الهى در قرآن در مورد حفظ آن است.
٣. نسخ حكم و بقاى تلاوت: يعنى حكم و محتواى آيه نسخ شده باشد، ولى لفظ آيه هم چنان در قرآن باقى باشد.
اين قسم از نسخ مورد قبول مشهور علماى اسلامى در قرون ميانى است و اغلب مثالهاى نسخ از اين قسم است. اين قسم نسخ را معقول و قابل توجيه مىدانند، چرا كه حكم آيه ناسخ، بعد از تغيير مصالح و مفاسد و پايان يافتن زمان حكم اول نازل شده است. همان طور كه گذشت، زرقانى در هفت آيه و علامه شعرانى در هفت آيه و آيتالله خوئى در يك آيه اين نوع نسخ را
[١] . ر. ك: جلالالدين سيوطى، الاتقان فى علوم القرآن، ج ٢، ص ٤٨؛ مسند احمد، ج ٥، ص ١٣٢ و ١٨٣؛ سنن دارمى، ج ٢، ص ١٧٨؛ ابن ماجه، سنن ابن ماجه، ج ٢، ص ٨٥٤.