معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٣٤٩ - فترت وحى
مورد نبوده است. اگر قصه فترت وحى را ذيل چند سوره مذكور نقل كردهاند، ناشى از اين بوده است كه صحابه و تابعان طبق ذوق و اجتهاد خود قصههاى مربوط به عصر نزول را بر آيات و سور قرآن تطبيق مىكردند، بدون اين كه سبب نزول واقعى آن آيات و سور باشد. بايد توجه داشت كه در هيچ روايتى از تعدد فترت وحى سخن نرفته و در هر يك از روايات فترت وحى، تنها همين ذكر شده است كه فترت وحى واقع شد. ظاهر آيات هيچيك از سورههاى قرآن نيز جز آيات سوره كهف[١] بر فترت وحى دلالت روشنى ندارند. همچنين رخدادهايى را كه بهعنوان سبب فترت وحى ياد كردهاند- به فرض صحت روايات مربوط- جز رخداد مربوط به سوره كهف، چندان عمومى نبوده است كه بتواند توجه مشركان را به خود جلب كند؛ از اين رو اين احتمال تقويت مىشود كه واقعيت آنچه فترت وحى ناميده شده، چيزى جز تأخير پيامبر اسلام (ص) در پاسخ دادن به مشركان نبوده است.
ماجرا از اين قرار بوده است كه مشركان مكه با آموزش از يهوديان مدينه درباره داستانهاى اصحاب كهف، موسى و خضر، و يأجوج و مأجوج از پيامبر اسلام (ص) سئوال كردند؛ آن حضرت به آنان وعده داد كه فردا پاسخ آنها را خواهد داد:
إِنِّي فاعِلٌ ذلِكَ غَداً؛[٢]
اما پاسخ آن حضرت تا چهل روز- به سبب توقف وحى- به تأخير افتاد؛ لذا اين واقعه خبرساز شد و در تاريخ ثبت گرديد، وگرنه بهطور قطع نظير چنين فترتى در وحى قرآن بايد رخ داده باشد؛ اما به جهت آن كه توجه مشركان را به خود جلب نكرده است، خبرساز نشده و در تاريخ ثبت نگرديده است.
يك بررسى سطحى سورههاى نازل شده در طى دوره رسالت پيامبر اسلام (ص) كافى است تا اين حقيقت را روشن سازد. قريب به اتفاق ٨٦ سوره
[١] . كهف، آيات ٢٤- ٢٣.
[٢] . كهف، آيه ٢٣.