معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ١٤١ - نشانهاى ديگر بر حقانيت رسالت پيامبر
بگو: «به من خبر دهيد اگر اين قرآن از سوى خدا باشد و شما به آن كافر شويد، در حالى كه شاهدى از بنىاسرائيل بر آن شهادت دهد، و او ايمان آورد و شما استكبار كنيد (چه كسى گمراهتر از شما خواهد بود)؟! خداوند گروه ستمگر را هدايت نمىكند!)»
منظور از «مانند آن» كه در آيه آمده، مانند قرآن است؛ يعنى از دانشمندان بنىاسرائيل كسانى هستند كه گواهى مىدهند كه آموزههاى قرآن يكسره همانند آموزههاى تورات است كه خداوند بر موسى نازل فرموده و به همين دليل حقيقت مطابق با اديان پيشين الهى را در آن لمس كرده، بدان ايمان آوردهاند ....[١]
همچنان كه قبلًا اشاره شد برخى از خاورشناسان تلاش كردهاند با تمسك به برخى آيات قرآن، اين چنين وانمود كنند كه قرآن خود نيز گواهى مىدهد كه معارف آن برگرفته از عهدين است. آنها هر جا هم كه كم آوردهاند، به سراغ جوامع حديثى اهل سنّت رفتهاند كه متأسفانه در آنها مطالبى كه بتواند مستند خاورشناسان قرار گيرد كم نيست و در اين جهت شواهدى نيز ارائه كردهاند.[٢]
[١] . محمدهادى معرفت، شبهات و ردود حول القرآن الكريم، ص ١٦.
[٢] . متأسفانه وجود اسرائيليات در برخى كتب معتبر اهل سنّت، اين فرصت را در اختيار خاورشناسان قرار داده است كه با استناد به آنها اساس اسلام را زير سؤال ببرند. به عنوان نمونه مىتوان از تاريخ طبرى نام برد كه بسيارى از داستانهاى ساختگى را در آن جمع شده است و به گفته برخى از دانشمندان اهل سنّت، طبرى حرص و ولع زيادى در جمع اسرائيليات داشته است. آقاى بهاءالدين خرمشاهى در اينباره مىگويد: نقل اسرائيليات و نصرانيات در تفسير او بسيار است. مراد از اسرائيليات و نصرانيات، قصص و اخبار منقول از اهل كتاب، يعنى يهوديان و مسيحيان كه اسلام آورده بودند نظير وهب بن منبه، عبدالله بن سلام و كعب الاحبار است كه با قصص كتاب مقدس همانندى دارد، و يا از شروح شفاهى كتاب مقدس نشأت گرفته است( بهاءالدين خرمشاهى، قرآنپژوهى، ص ١٦٩).
لذا خاورشناسانى همچون گلدزيهر، وات و ... به طبرى تعلق خاطر ويژهاى دارند و تاريخ او را غير قابل خدشه مىدانند. داستانهايى نظير داستان ورقهبن نوفل كه در تاريخ و تفسير طبرى، صحيح بخارى، صحيح مسلم و سيره ابن هشام آمده و افسانه غرانيق كه در تاريخ و تفسير طبرى، الدرّالمنثور و فتح البارى نقل شده است زمينه را براى تهاجم گسترده خاورشناسان آماده كرده است. جالب است كه آقاى وات كه به هر مناسبتى به افسانه غرانيق استناد مىكند و بسيارى از فرضيههاى خود را درباره قرآن و پيامبر بر پايه اين افسانه استوار ساخته است و آن را واقعهاى مسلم و تاريخى مىداند، براى صحت و- اصالت آن به نقل طبرى استناد مىكند و به همين دليل جعلى بودن آن را رد مىكند، چون از نظر او بعيد است كه عالمى همچون طبرى داستانى جعلى و ساختگى را نقل كند، و بسيارى از داستانهاى جعلى ديگر از قبيل داستان نگرانى و پريشانى پيامبر در آغاز نزول وحى و آرام كردن وى توسط خديجه و داستان عبدالله بن سلام و ... ريشه در تاريخ طبرى دارد. هر چند برخى ديگر از كتب روايى وتاريخى اهل سنّت دستكمى از تاريخ طبرى ندارد، و اين بديهى است چون آنان خود را از منبعى عظيم و معتبر يعنى اهل بيت عليهم السلام محروم ساختهاند.