معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٥١ - نمونهاى از انتقال از موضوعى به موضوعى ديگر
ابتداى سوره عبس آمده است:
عَبَسَ وَ تَوَلَّى. أَنْ جاءَهُ الْأَعْمى. وَ ما يُدْرِيكَ لَعَلَّهُ يَزَّكَّى. أَوْ يَذَّكَّرُ فَتَنْفَعَهُ الذِّكْرى. أَمَّا مَنِ اسْتَغْنى. فَأَنْتَ لَهُ تَصَدَّى. وَ ما عَلَيْكَ أَلَّا يَزَّكَّى. وَ أَمَّا مَنْ جاءَكَ يَسْعى. وَ هُوَ يَخْشى. فَأَنْتَ عَنْهُ تَلَهَّى؛[١]
چهره درهم كشيد و روى گردانيد، كه آن مرد نابينا پيش او آمد و تو چه دانى، شايد او به پاكى گرايد، يا پند پذيرد و اندرز سودش دهد. امّا آن كس كه خود را بىنياز مىپندارد، تو بدو مىپردازى، با آنكه اگر پاك نگردد، بر تو [مسئوليّتى] نيست. و امّا آن كس كه شتابان پيش تو آمد، در حالى كه [از خدا] مىترسيد، تو از او به ديگران مىپردازى.
ايشان در باره اين بخش از سوره عبس مىگويد:
در اين آيات دو موضوع مطرح شده است: يكى ملامت و ديگرى عتاب؛ ملامت نسبت به كسى كه به هنگام ورود مرد فقير و نابينا چهره در هم كشيد و روى گردانيد، و عتاب نسبت به كسى كه از توجّه به يك مؤمنِ طالب غفلت كرد. اما اين كه چه كسى مورد ملامت قرار گرفت و چه كسى مورد عتاب، در ظاهر كلام هيچ دلالتى بر آن وجود ندارد و اين امر را تنها شاهدان عينى اين قضيه مىدانند. البته لحن آيه مىتواند ما را راهنمايى كند كه در اينجا دو نفر قصد شدهاند، كه يكى ملوم است و ديگرى معاتب؛ زيرا عبوس و تولّى امرى اختيارى است كه حكايت از سوء نيت دارد و ساحت قدس پيامبر اكرم (ص) از اين امر ابا دارد. اما تلهّى كه همان تغافل است به خاطر توجه آن حضرت به حاضران در محضرش امرى بعيد نيست.[٢]
ايشان پس از ارائه توضيحاتى در مورد اين موضوع، مىگويد: انتقال از مطلبى به مطلب ديگر در مانند اين آيات كه مشاهده كرديم كه چگونه از ملامت به عتاب منتقل شده و آن هم بهصورت مبهم باقى گذاشته است از ويژگىهاى فنّ خطاب است كه در يك سخن نوشتارى نيكو نيست.[٣]
از نظر آيتالله معرفت، انتقال ناگهانى از مطلبى به مطلب ديگر در اثناى كلام، بدون آن كه مناسبتى باشد و يا از روى مناسبتهاى بسيار دور، از
[١] . عبس، آيات ١٠- ١.
[٢] . محمدهادى معرفت، التفسير الاثرى الجامع، ج ١، ص ٦٤.
[٣] . رك: همان.