معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٩٧ - سير تحول هرمنوتيك
و به غرض رسيدن به پرسش از معناى هستى مىپرداخت؛ امّا هدف اصلى گادامر، تبيين حقيقتِ فهم و بنيانهاى وجودى آن است. گادامر برخلاف ديلتاى، از روششناسى علومانسانى به حقيقت سير نكرده، بلكه از هستىشناسى فهم به دنبال معرفتشناسى و روششناسى بود. بر اين اساس، نام كتاب خود را حقيقت و روش[١] نهاد. پل ريكورِ فرانسوى، ضمن تأثيرپذيرى از هايدگر، تحليل وجود «دازاين» را دنبال نكرد و از طريق معناشناسى، هستىشناسى را پىگرفت و وصول به فهم هستى را ناگزير از معناشناسى دانست.[٢] بنابراين، تعاريف مختلف هرمنوتيك بهصورت زير تحوّل يافته است:
هنر تفسير كتاب مقدس- هنر تفسير متون- علم به قواعد فهم متون- روش جلوگيرى از بدفهمى- روششناسى علوم انسانى- تبيين ماهيت فهم.
هر يك از تعاريف فوق، دامنه و اهداف هرمنوتيك را تغيير مىدهند. هرمنوتيك در آغاز راه، به دنبال يافتن روشى براى حصول فهم صحيح از متون دينى و كتاب مقدس بوده و سپس تفسير مطلق متون را دنبال كرد و پس از آن، قاعدهسازى و روششناختى قاعدهمند فهم متون را پىگيرى كرده است. از زمان ديلتاى، هدف اصلى هرمنوتيك، تدوين روشى براى بهدست آوردن علوم انسانى معتبر گرديد. در تمام اين مراحل، كشف مراد متكلّم يا مؤلّف، مهم تلقى مىشد، ولى از زمان هايدگر، گادامر، ريكور و دريدا، هرمنوتيك فلسفى تأسيس شد و بدون توجه به صحت و سقم فهم، درصدد ارائه نگرش توصيفى و پديدارشناختى نسبت به ماهيت فهم و شرايط حصول آن برآمدند.
بنابراين هرمنوتيك، دو مرحله هرمنوتيك روششناختى و هرمنوتيك فلسفى را سپرى كرده است؛ نوع اوّل هرمنوتيك نيز دامنههاى مختلفى را گذرانده و در آغاز راه متون مقدس، در ميانه راه مطلق متون و در انتهاى راه، مطلق علوم انسانى را تحت پوشش خود قرار داده است.
از مباحث گذشته روشن شد كه شمول و عموميت هرمنوتيك فلسفى، از
[١] .Truth and method .
[٢] . ر. ك: احمد واعظى، درآمدى بر هرمنوتيك، صص ٣٠- ٢٦.