معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ١٨٠ - لسان قوم
تفاوت ميان معنا و مراد است. متن دينى براى حفظ پويايى خود، هميشه با فرهنگهاى جديد هم عصر است. به اين معنا كه «مراد» به همراهى هميشگى با معنا محكوم نمىباشد و راه خود را هماهنگ با عصر خويش ادامه مىدهد؛ آن هم به خلاف معنا.[١]
اين ادعا گرچه معناى متن را ثابت نگه مىدارد، اما مراد دين را در عصرهاى مختلف، با فرهنگهاى عصر همگام مىسازد و چنين تفسيرى مستلزم پيدايش دين جديد، در هر عصرى خواهد شد و كليات و حتى ذاتيات دين را در هر عصرى دستخوش تغيير مىسازد. در اين صورت دين با قالب جديد، دين قديم نخواهد بود؛ بلكه به دليل عدم توافق فرهنگهاى پس از عصر نزول بايد منتظر دينهاى جديد و تغيير يافته از دين قديم باشيم. اين اشكال حتى به فرهنگهاى غير عربى معاصر نزول قرآن نظير فرهنگهاى رومى، مصرى و ايرانى و ... سرايت مىكند و فرجام چنين تحولات بىضابطهاى جز گم شدن پيام دين و مهيمن ساختن فكر انسانى بر متون دينى، حاصلى ندارد. بله! آنچه در اين زمينه در منابع اسلامى وجود دارد، امكان پاسخگويى به نيازهاى جديد است كه به معناى كشف مرادهاى خداى متعال در لابهلاى آيات و سنت تحليل مىشود؛ مرادهايى كه با معناى اوليه متن منافات نداشته، بلكه در طول آن مىباشند.
لسان قوم
مطلب ديگرى كه در بيانات مدعيان تأثيرپذيرى قرآن از فرهنگ زمان نزول گفته شده، تفسير واژه «لسان قوم» در آيه وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا بِلِسانِ قَوْمِهِ لِيُبَيِّنَ لَهُمْ[٢] به معنى رعايت سطح و افق فكرى مخاطبان و موافقت با معلومات و
[١] . ر. ك: سعيد عدالتنژاد،« نقد و بررسىهايى درباره انديشههاى نصر حامد ابوزيد»، مقاله چهارم.
[٢] . ابراهيم، آيه ٤.« ما هيچ رسولى را جز به زبان مردمش نفرستاديم تا[ حقايق] را براى آنها بيان كند.»