تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٦٠ - روشن بودن راه سعادت براى انسان
ادراك آن نيز خوشبختى و سعادت ضعيف خواهد بود ندارد.
بلى، خود اين عالم طبيعت مبدأ سعادت و شقاوت آن جهان است و اين دار البذر و مزرعه است؛ سعادت ابدى اينجا كِشته مىشود و شقاوت ابدى هم اينجا درست مىشود، اينجا فقط مبدأ است و جاى بذرافكنى است ولى حصاد آنجاست.
البته سعادت معنايش بيش از اين نيست كه گفتيم و فارسىاش خوشبختى است و گفتيم خوشبختى ذائقه مثلًا چيست، و خوشبختى لامسه چيست، و مقابلش بدبختى است كه گفتيم بدبختى هر چيزى به ادراك ناملايم مىباشد، و اين عالم دنيا مبدأ خوشبختى و بدبختى آن جهان است و مبدأ عذاب و الم و نعمت و صحت و سلامتى آن جهان است.
شايد معناى حديث
«السعيد سعيدٌ في بطن امّه و الشقيّ شقي في بطن امّه» [١]
همين باشد و مراد از سعادت و شقاوت غير از آنچه گفتيم نباشد، نه اينكه ذاتى باشند تا چنانكه گفتهاند، بگوييم: «الذاتى لا يتغيّر» و يا «لا يُعلّل» و سعادت را از ذاتيات بشمريم و بگوييم: سعيد، ذاتاً سعيد است و قابل تعليل نيست؛ چنانكه شقى هم ذاتاً شقى است و قابل تعليل نيست، مسلّماً معناى سعادت و شقاوت اين طور نيست، بلكه اين عالم فقط مبدأ و مزرعه سعادت و شقاوت آخرتى است كه از اينجا توليد شده و ذخيره مىگردد و لذا مىگويند كه عيسى عليه السلام فرمود:
«لن يلج ملكوت السماوات من لم يولد مرّتين» [٢]
اگر ايشان اين را فرموده باشد، ممكن است همين دو ولادت- ولادت از رحم مادر عرفى و ولادت از رحم مادر طبيعت- را اراده كرده باشد، و ولادت طبيعى يعنى انسان از رحم مادر طبيعت بايد بيرون رود بعد از آنكه از رحم مادر و امّ عرفى بيرون رفته است.
و يا اينكه مراد حضرت عيسى عليه السلام اين باشد كه بايد يك دفعه از دار طبيعت تولد حاصل شود و دفعه ديگر هم از عالم برزخ تولد حاصل گردد، تا به عالم ملكوت برسد، و يا اينكه مرادشان تولد اختيارى و فطرى باشد.
[١] توحيد صدوق، ص ٣٥٦، حديث ٣؛ عوالى اللئالى، ج ١، ص ٣٥، حديث ١٩.
[٢] كشف الحقائق، ص ٢٠٦؛ شرح فصوص الحكم قيصرى، ص ٥٧.