تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٨٠ - اصل نهم قيام صور تخيلى و ادراكى به نفس در تمام مراتب
بسيطه، جامع صور محسوسات در حواس مىباشد، نه صور ماديه كه روى اشياء خارجيه است، بلكه صور در حواس كه مظاهر نفس هستند و مظاهر و قوا غير جسم و جسمانى مىباشند و در اين مراتب، صور محسوسات از سنخ ماديات نيست، بلكه يك نحو تجرد دارند به نحو تجردى كه قوه و آن حس مظهرى دارد.
لذا مرحوم آخوند رحمه الله قائل است به اينكه علاوه بر صور خياليه، مبصرات هم مجرد است [١] و ادراك بصرى، به انطباع صور خارجيه در جليدتين نيست چنانكه طبيعيون مىگويند، [٢] و همچنين ادراك به واسطه خروج نور و شعاع از بصر به شىء خارجى نمىباشد چنانكه رياضيون گويند؛ [٣] با اختلافى كه در شكل و كيفيت شعاع خارج دارند كه بعضيها مىگويند به طور شكل مخروطى مصمّت است [٤] و بعضى گويند يك خط باريك است و ليكن سر خط نورى متحرك و جنبنده است [٥] و بعضى گويند: خطوطى دسته شده مثل دسته جاروب مىباشند. [٦] على اىّ حال قائلند كه ادراك در رأس تلاقى نور شعاع بصرى و صورت مادى خارجيه حاصل مىشود.
شيخ اشراق و اشراقيون در ابصار مىگويند: ادراك به واسطه نور شعاع بصرى در خارج حاصل نمىشود، بلكه اين نور با شرايط ديگر، نفس را مستعد مىكند كه نور نفس در خارج به اشياء، احاطه نموده و احاطه نور نفس به خارج، همان ادراك خارج است. [٧]
ولى آخوند رحمه الله درباره اقوال طبيعيين و رياضيين مىگويد: «كَفَى اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ
[١] اسفار، ج ٨، ص ١٧٩.
[٢] شفا، بخش طبيعيات، ص ٣١٧؛ اسفار، ج ٨، ص ١٧٨.
[٣] شفا، بخش طبيعيات، ص ٣١٧؛ اسفار، ج ٨، ص ١٧٩.
[٤] منابع پيشين.
[٥] اسفار، ج ٨، ص ١٧٩.
[٦] منبع پيشين.
[٧] مطارحات، درمجموعة مصنفات شيخ اشراق، ج ١، ص ٤٨٦؛ حكمة الاشراق، درهمان مجموعه، ج ٢، ص ١٣٤.