تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٥٩ - اصل چهارم حركت جوهرى
در جسميت، در عَرَض لونى متحرك مىباشد. [١]
مرحوم آخوند رحمه الله مىگويد: چون وجود اعراض، وجود تبعى است بالاصاله حركت ندارند، بلكه اصل هويتى كه حامل اين وجودات است در حركت مىباشد و لذا اين موجودات تبعى هم در حركتند، بنا بر قول مشهور حكما، جسم در مقولات اربعه متحرك است و در نظر آخوند رحمه الله موضوع حركت، هيولى است كه در صورت نوعيه و جوهر ذات متحرك است و چون حركت، امر حقيقى وجودى است و جوهر هم از ماهيات است، لذا حركت در ماهيات معنى ندارد بلكه محال است؛ چون در امر اعتبارى چگونه تصور مىشود، حركت كه امر حقيقى است حاصل شود.
معناى حركت در جوهر اين است كه حركت در اصل هويت و نحوه وجود است كه از مرتبه ضعف و صباوت رو به مرتبه قوّت و شدت و كمال مىرود و هيولى است كه به طرف قوّت و صور كماليه قويه وجوديه شديده، مرتبه به مرتبه حركت مىكند و پيش مىرود تا آنجايى كه سنخ الوجود كه مىخواهد در صفا و شدت و قوّت از سنخ وجود طبيعى شود و مىخواهد از افق طبيعت بگذرد و با امكان حركت آن حصّه از هيولى كه در حركت است آنچه را كه در مبادى خاص بر حسب استعداداتش ممكن است پيدا كند، پيدا نمايد و براى حركت در جوهر ذات مستعد شده و مستكمل گرديده و افاضات به قدر قابليتش به او عطا گردد. اين نحوه وجود، كه مىخواهد به موت طبيعى از سر شاخه عالم طبيعت بيرون رود و هيولى را رفض نمايد وقتى كه در شجره عالم ماده رسيده شد، از اين دار طبيعت به عالم اكمل و اعلى مىافتد و ثابت و مستقر مىگردد، به خلاف زمانى كه در عالم طبيعت است، كه نحوه وجود او عين حركت است و تدريجاً هويت وجوديه او در شدت بوده و به تدريج در كمال وجودى بزرگتر مىشود.
و لذا مرحوم آخوند سرتاسر عالم ماده و طبيعت را جوهراً در حركت مىداند تا
[١] شفا، بخش طبيعيات، ص ٤٣- ٤٨؛ شرح مقاصد، ج ٢، ص ٤٢٣؛ كشف المراد، ص ٢٦٥.