تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٤٣ - عدم تنافى آيات وارده در معاد روحانى و جسمانى
عدم تنافى آيات وارده در معاد روحانى و جسمانى
اگر از بعضى آيات، معاد روحانى و از بعضى، معاد جسمانى استفاده مىشود، منافاتى بين آيات نيست؛ زيرا هر دسته به يك جهتى ناظر است.
يك دسته آيات مثل آيات رجوع است مانند: «وَ إِلَيْهِ يُرْجَعُونَ» [١] «تُرْجَعُونَ فِيهِ إِلَى اللَّهِ» [٢] «إِنَّ إِلى رَبِّكَ الرُّجْعى» [٣] «إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ» [٤] و يا مثل: «يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ^ ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً^ فَادْخُلِي فِي عِبادِي^ وَ ادْخُلِي جَنَّتِي»، [٥] همه اين آيات ظاهراً بر نشئه فوق و تجرد وجودى دلالت دارد، و اينكه نشئه ديگر، رجوع الى اللَّه است و از مسافرت طبيعت برگشتن و الى قرب اللَّه رفتن و رجوع كردن و به سايه حق نزديك شدن است؛ اين عالم طبيعت است كه از تجرد به دور است و در آن عالم، اشخاص با ملائكة اللَّه صحبت و مراوده خواهند داشت؛ مثل مراودهاى كه الآن ما با يكديگر داريم.
اخبار و احاديثى كه دلالت مىكند ملائكة اللَّه انسان را به طرف جهنم مىكشند و با آنها صحبت مىكنند [٦] و يا احاديثى كه بر صحبت اهل جنت و بهشت با ملائكة اللَّه و فرمانبردارى آنها از مؤمنين دلالت دارد [٧]- با اينكه ملائكه با اين وجود طبيعى كه ما داريم نمىتوانند معاشر باشند- بر اين مطلب دلالت مىكند.
بسيارى از آيات هم بر اين معنى دلالت دارد؛ مثل آياتى كه در جواب كسانى كه مىپرسيدند: چرا خدا ملكى از ملائكه را به عنوان پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم نفرستاد «وَ قالُوا لَوْ لا
[١] آل عمران (٣): ٨٣.
[٢] بقره (٢): ٢٨١.
[٣] علق (٩٦): ٨.
[٤] بقره (٢): ١٥٦.
[٥] فجر (٨٩): ٢٧- ٣٠.
[٦] بحار الانوار، ج ٨، ص ٢٨١- ٢٨٢، حديث ٣.
[٧] بحار الانوار، ج ٨، ص ١٢٦- ١٣٠ و ص ١٥٣، حديث ٩١.