تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٣٨ - اقوال چهارگانه در كيفيت معاد
شريعت مقدسه گفته است، اما حالا چطور ممكن است، همين قبرى كه سر و ته آن معلوم است همان قبرى باشد كه وسعتش ما بين المشرق و المغرب است؟ و يا آنچه در احاديث گفتهاند: يك تار موى حورى، چندين مقابل اين دنيا است، [١] آيا مثلًا كلفتى آن ده مقابل اين است؟ و آيا اين همان
«إمّا روضة من رياض الجنة أو حفرة من حفر النيران» [٢]
است؟ همهاش را در يكديگر قاطى كرده و وقتى كلنگ به دست مىگيرند جنت و نارش را به هم آميخته مىكنند، و آيا اين همان قبرهايى است كه تعفنش دماغها را ناخوش و انسان را مريض مىكند؟ اگر يك سنگش را بردارند، بوى لاشه بلند مىشود، آيا مناسب است اين حرفها را به شريعت مقدسهاى مثل شريعت اسلام نسبت داد؟! خير، اين طور نيست، بلكه عالم قبر همان برزخ است.
از حضرت صادق عليه السلام از برزخ، سؤال كردند، فرمود: قبر است، [٣] البته اين قبرى كه حضرت فرمودند نه همين قبرى است كه احكام فقهى خاص دارد؛ مثلًا ميت را چگونه بايد در آن خوابانيد، بلكه همان برزخ است كه عالمى فوق دنياست و نشئه ديگرى است كه اقوى وجوداً و كمالًا از اين نشئه است و اصفى و اعلى مرتبةً از اين مرتبه ادنى است كه نسبتش به اين نشئه نسبت نقص و كمال و ضعف و شدت است؛ مثل طفوليت يك شخص نسبت به بلوغ و رشد قوا و زنده شدن احساسات و حيات يافتن بذر وجودى و حياتى و فعليت يافتن قوه است.
بر فرض كه شرايع مقدسه از باب لطف، بيان و كشف واقع نمىفرمودند، ما به براهين علمى و با رشد عقل و سلامت بينش و قوّت دانايى به قبول و تصديق آن نشئه ناچار بوديم، منتها اين رشد عقلى براى ما خيلى دشوار بود، اگر معلم مؤيد من عند اللَّه و موفق به تأييد ربّانى و رحمانى نبود و اگر چراغ هدايت و مشكاة نبوت جلوى عقول اطفال بشرى نمىافتاد، عالم و دانشمند به حقايق تربيت نمىگرديد و استعداد عقلى را
[١] رجوع كنيد به: بحار الانوار، ج ٨، ص ١٩٩، حديث ٢٠٠.
[٢] بحار الانوار، ج ٦، ص ٢٠٥ و ٢١٤؛ كنز العمال، ج ١٥، ص ٥٤٦، حديث ٤٢١٠٩.
[٣] بحار الانوار، ج ٦، ص ٢٦٧، حديث ١١٦.