تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٣٦ - اقوال چهارگانه در كيفيت معاد
فقط حس درك و الم باشد، بلكه سبب حس و درد و الم كه عقرب و گزيدن آن باشد، آن هم محسوس خواهد بود؛ چون در ديدن خود اينها هم براى انسان عذابى است به همان نحوى كه ما در خارج عقرب را مىبينيم كه ما را مىگزد و يا مارى را مىبينيم كه ما را نيش مىزند و ليكن ديدن و گزيدن در عالم خواب بدون خارجيت پيدا كردن آنهاست. بالجمله: اين هم يك قولى در ادراك كيفيت معاد مىباشد.
دسته سوم مىگويند: تمام موعودات آخرت، كنايه از عقليات مىباشند كه هر كس اهلش باشد و قدرت ارجاع پيدا كرده باشد، مىتواند هر موعودى را به آن عقلياتى كه مراد از آن است تأويل كند، و اينها ذكر اصنافى است كه بايد بر مُثل نوريه- كه افلاطون و اتباع او گفتهاند- برگردانده شود. منتها در ذكر اين مواعيد، دو صلاح و حكمت است:
يكى اينكه قادرين بر تأويلات، كنايات را به اصول تأويل كنند و آنهايى كه اهل اين معانى نيستند به همان ظاهر قناعت كرده و ظاهر مواعيد را تلقى نمايند كه در اين اعتقادات هم مصلحتى عظيم است؛ زيرا براى جلوگيرى از فحشا و منكر و ترغيب به حسنات و خيرات و پرهيزكارى، تأثيرى جزيل دارد، ولى در حشر و قيامت غير از مثل نوريه و ارباب انواعى كه افلاطون گفته است، چيز ديگرى نيست و همه آنها به همان عودت خواهند داشت و اينها اشعهاى از آنها هستند كه به همانها برخواهند گشت.
نظريه چهارم در كيفيت معاد آن است كه مراد از همه موعودات و انذارات يوم الحشر، ذكر سبب و اراده مسبب است به اين معنى كه انسان در حشر، يا در سرور دائم و نشاط خالد است و يا در غم دائم و الم خالد مىباشد، و چون سرور و يا انقباض نوعاً از يكى از اين اسباب مذكور توليد مىشود، به اين مناسبت آنها را ذكر كردهاند، ولى اگر سرورى بدون استناد به هيچ چيز- حتى خيال صورى و يا رؤيت اباطيل و مناظر حسنه- حقيقةً حاصل شود، باز سرور است و اگر غم و تاريكى روحى بدون هيچ عاملى از خارج و داخل- و لو صورت خياليه باشد- حاصل گردد، باز غم و الم است، و در حشر، سرور خالد و يا انقباض دائم بدون رؤيت و تصور چيزى و بدون