تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٣٤ - اقوال چهارگانه در كيفيت معاد
مىگويند: به ما مربوط نيست، ما تسليم امر الهى هستيم، عقل را هم نبايد زياد به كار انداخت، به ما گفتهاند كه ظواهر كتاب و سنّت اين است و ما هم قبول كردهايم. على اىّ حال، اين عقيدهاى است كه گرچه صاحب آن از آفاتى كه عقل كجانديش بدون راهنمايى استاد، گرفتار آن مىگردد، در سلامت است، و ليكن مصون از آفات نيست؛ زيرا ممكن است در اثر تبليغاتى كه از ناحيه ديگران مىشود، زود از بين برود و صاحبانشان آفتپذيرند، گرچه حقايق با روح سازگارند، ولى اين سخن فى حد نفسه با روح سازگار نيست.
دوم رأيى است كه از بعضى كتب شيخ استفاده مىشود [١] و غزالى هم آن را در بعضى از كلماتش قابل قبول ديده است، بلكه گفته است: جز اين نمىشود. [٢] و آن رأى اين است كه همه وقايع موعوده از قبيل جنات و جهنم و عقارب و حيّات و غيره، همه خيال است و جز خيال نبوده و جز در عالم خيال واقعيت ندارد، مثل خوابى است كه به جز در عالم نوم نيست؛ چنانكه نائم در خواب، آتشى مىبيند كه او را مىسوزاند و يا مارى مىبيند كه او را مىگزد و يا جاى تاريكى مىبيند كه در آنجا محبوس است، خودش هم خيلى در تاب و تب است، و يا خود را در صحرايى مىبيند كه حيوانات درنده، غرّشكنان و با صداهاى مهيب و غرّشهاى عجيب دورش را گرفتهاند، چنين كسى در عالم خواب با اينكه گرفتار اين همه بلايا است، ولى آن كسى كه پهلويش نشسته از اين چيزها ابداً خبرى ندارد و در كنار او مارى نمىبيند و در اطراف او نارى نمىبيند و صداهاى مهيب جانورى را نمىشنود، نه خودش را و نه صاحبش را نمىبيند. و همين طور در لذات، مثلًا نائم در خواب مىبيند زير درخت سيبى در باغى در كنار آب روانى، سيب بزرگ و خوشبويى در دست دارد و با زيبا منظرى مشغول
[١] شفا، بخش الهيات، ص ٥٥١؛ مبدأ و معاد شيخ الرئيس، ص ١١٤- ١١٥؛ شرح اشارات، ج ٣، ص ٣٥٠- ٣٥٦.
[٢] رساله المضنون بها على غير اهلها، در ضمن انسان كامل جيلى، ص ٨٤؛ احياء العلوم، ج ٤، ص ٧٢٢- ٧٢٧.