تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٢٨ - جواب بعضى از فضلا از شبهات منكرين معاد
معدوم نمىشود، [١] و يا اينكه اگر چه مثل بدن سابق باشد، براى معاد كفايت مىكند؛ همين قدر كه از ماده بدن اول و اجزاء آن باشد، كافى است.
در جواب شبهه ثانى نيز به حيص و بيص افتادهاند.
بعضى گفتهاند: آن خدايى كه معاد را به اذن خود قائم خواهد ساخت، نمىگذارد اجزاء مأكول، از اجزاء بدن آكل بشود. [٢]
بعضى گفتهاند: اصلًا اجزاء رئيسه باقى مىماند و جزء هيچ موجود ديگرى نمىشود، [٣] و روايتى هم از طريق عامه ذكر مىكنند كه
«يبلى كلّ شيء من بني آدم الّا عجب الذنب»؛ [٤]
يعنى اجزاء بنى آدم پوسيده مىشوند مگر آن استخوان آخر ستون فقرات- از آنجايى كه حيوانات دُم در مىآورند- و از آنجا مقدارى باقى مىماند، اگر چه خيلى ريز باشد، و در قيامت، همانها رو به سبز شدن مىگذارند و يا اجزاء ديگر به آن وصل مىشود. بالجمله: اين از آن حرفهايى است كه معلوم نيست از كجا در بين مسلمين پيدا شده است و بدبختى اين است كه اين حرفها براى بعضيها در عصر ما و يا در اعصار گذشته به حد ضرورت رسيده است.
على اىّ حال: اين گونه حرفها جواب اشكالى را نمىدهد و خود اين سخن اگر چه بدون اشكال هم باشد صحيح نيست، بلكه واضح البطلان و سخيف است.
جواب بعضى از فضلا از شبهات منكرين معاد
بعضى از فضلا براى تصحيح معاد سخنى دارند كه حاصل آن اين است: [٥] ما در عينيت، بيش از روح مجرد و اجزاء ماديه لازم نداريم و صورت نوعيه تأصلى ندارد؛ چنانكه قول امروزيها اين است كه در چيده شدن اجزاء- اجزاء غير متجزّيه در خارج
[١] رجوع كنيد به: كشف المراد، ص ٤٠٢؛ شرح مواقف، ج ٨، ص ٢٩٥.
[٢] شرح مواقف، ج ٨، ص ٢٩٥؛ شرح مقاصد، ج ٥، ص ٩٤- ٩٥.
[٣] منابع پيشين.
[٤] مسند احمد، ج ٢، ص ٤٩٩؛ كنز العمال، ج ١٤، ص ٣٥٢، حديث ٣٨٩٠٨.
[٥] رجوع كنيد به: اسفار، ج ٩، ص ١٦٨.