تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٢١ - اقوال طبيعيين در معاد
فصل هشتم بيان گوناگونى مذاهب در مبحث معاد
[١]اقوال طبيعيين در معاد
يكى از اقوال علما در باب معاد، قول طبيعيين و آنهايى است كه مىگويند: شخص، غير از اين هيكل طبيعى و اجزاء و اعضايى كه دارد، چيز ديگرى ندارد، و انسان را عبارت از پوست و گوشت و رگ و خون و مخ و دل و كبد و كليه و امعاء و احشاء و پيه و اعضا و اجزاء ديگر كه از سنخ موجود طبيعى است، مىدانند و مىگويند: اين مجموعه كه پوسيد و از بين رفت، همه چيز تمام مىشود؛ چون او بيش از مجموع اجسام طبيعيه نيست. و لذا اينها از منكرين معاد بوده و ممكن است اصلًا نامى از روح نياورده باشند و به غير از آنچه كه در تشريح ديده مىشود، به چيز ديگرى اعتقاد نداشته باشند.
جماعت ديگرى هستند كه اگر نامى از روح برده باشند، مرادشان همان روحى است كه در حقيقت بخار خون است و به غير از آن و پايينتر از آن؛ يعنى اعضا و جوارح به چيز ديگرى قائل نمىباشند. [٢] اين طايفه هم منكر معاد بودهاند؛ چون روح بخارى بيشتر از بخارى كه از خون متصاعد مىشود نيست و تا خون سرد شد، اين هم سرد شده و مثل انحلال اجزاء- گوشت و پوست- منحل مىشود، بلكه به مجرد سرد
[١] اسفار، ج ٩، ص ١٦٣.
[٢] رجوع كنيد به: نقد المحصل، ص ٣٧٩.