تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٠٨ - كلام منكرين سعادت حسى و رد آن
مستمر بود و شايد التذاذى كه از صورتى در خواب مىبرد، اقوى از آن باشد كه در بيدارى از صورتها مىبرد و اين گونه نيست كه اصوات و يا مرايايى كه ديده و يا شنيده، در خزانه حس مشترك مانده باشد، ولى انسان در بيدارى از آنها غفلت داشته باشد و نفس متوجه آنها نباشد و تا خوابيد، متوجه شود؛ زيرا اگر اين طور بود، صداهايى كه از صبح تا شام مىشنود تا نفس به آنها توجه كرد غلغلهاى در انبان نفس برپا مىشد.
به اين صورت هم نيست كه در خواب توهم صوت و صدا باشد، ولى حقيقةً نشنود؛ چون اگر انسان چشم و گوش را ببندد و پيوسته صدا را توهم كند، در حقيقت شنيدنى در كار نيست و حال آنكه در خواب حقيقةً مىشنود و مىبيند.
بالجمله: اين هم يك نحوه عقيدهاى است و افرادى مثل غزالى كه خود را محقق اهل عرفان دانستهاند، اين طور معتقد شدهاند، حتى محيى الدين مىگويد: «و ما نكح الّا نفسه» [١] اگر چه در اين عالم همه التذاذات با فعاليت قوه خياليه بوده، ولى وقتى مزاوجت مىشود و از آن التذاذ حاصل مىنمايد، التذاذ با صورتى است كه مخلوق نفس و متصور از نفس است و لذا «و ما نكح الّا نفسه»؛ منتها موجودات در اين عالم، موافق صور هستند؛ چنانكه گاهى صور در اين عالم، از خارج گرفته مىشود و همين صور، مورد التذاذ واقع مىگردند، و گاهى از باطن نفس به حس مشترك منحدر مىشود، چنانكه در قضاياى شوم و سرسام و غيره گفته شد، ولى در آخرت همه از صقع نفس به حس مشترك منحدر مىشوند، نه اينكه صورت از خارج گرفته شود و در حس مشترك منطبع شود.
البته تصحيح حشر به اين معنى طبق عقيده آخوند رحمه الله نمىباشد، بلكه عقيده او خلاف اين است و چنانكه در مبحث معاد- ان شاء اللَّه- خواهد آمد، او قائل به معاد جسمانى است و عقيده وى آن است كه معاد، با صور خارجيه حسيه خواهد بود.
[١] فصوص الحكم، ص ٧٨.