تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٩٤ - ادله آخوند بر وجود عقل فعّال
اثبات كردهايم، ولى چون فعلًا مبحث نفس است و مىتوان از خود نفس بر اثبات آن برهان اقامه كرد، لذا در اينجا از طريق نفس برهان اقامه مىشود.
بالجمله: يكى از دو برهان اين است: چون نفس يك موجود طبيعى است كه به تدريج از قوه به فعل مىآيد و با ترقى از معقولات اوليه، معقولات ثانويه و نظريه را درك مىنمايد و البته چيزى كه از قوه به فعل مىآيد، مُخرِج و محرك مىخواهد، براى اينكه خودش نمىتواند مخرج خودش باشد؛ چون دور لازم مىآيد، پس بايد چيز ديگرى باشد و چيز ديگر، يا قوه و يا عرض و يا جوهر مىباشد؛ اگر جوهر باشد، يا جسم و جسمانى و صورت مادى و طبيعى است، و يا مجرد است، و اگر مجرد باشد، يا جوهر نفسى؛ مثل نفس متحرك است و يا جوهر عقلى و يا مبدأ المبادى مىباشد، بيش از اين در بين موجودات قسم ديگرى نيست، تا مخرج نفس از قوه به فعليت باشد.
اما قوه و هيولاى اولى نمىتواند مخرج باشد، چون خودش بالقوه است و محتاج مخرج مىباشد.
اما عرض كه حالش معلوم است، چون خودش محتاج موضوع جوهرى است.
جسم و جسمانى هم ممكن نيست؛ به جهت اينكه وجود آن ضعيف است و نفس- چون وجود مجرد دارد- قوى است و ممكن نيست جسم و جسمانى ضعيف، موجد قوى باشد. علاوه بر اين، چون جسم و جسمانى صاحب وضع است، پس تأثيرش هم بايد به وضع باشد و مجرد، قابليت ندارد كه با موجودى داراى وضع باشد.
نفس هم نمىتواند محرك باشد، چون آن هم مانند نفسى كه مىخواهد آن را از قوه به فعل درآورد محتاج نفسى است و تسلسل لازم مىآيد.
مبدأ اولى هم نمىتواند مخرج باشد، البته نه از جهت قصورى كه در او است، بلكه از جهت قصورى كه در ناحيه نفس است؛ چون نحوه وجود آن وجود ضعيفى است و صلاحيت توجه وجود عالى را ندارد، مثل نحوه وجود عرض است كه به جهت ضعف نمىشود بلاموضوع باشد و لذا متعلق به موضوع جوهرى است و ممكن نيست عرض، بالاستقلال و بدون توسط موضوع ايجاد گردد.