تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٨٢ - تفاوت شقاوت مستضعفين و مستكبرين
نيران خواهد شد، اى بسا مبدأ نار عقلى هم باشد، پس سير در اين مراحل و ورود در سباحت عقلى معاد، خالى از نيل به كل السعادة يا كل الشقاوه نيست.
ولى كسانى كه از اين معانى بىخبرند و يا از مبدأ و معاد جز امر جزئى نمىدانند، مثل بسيارى از عوام الناس كه از پدر و مادر خود يك مفهومى شنيدهاند كه بايد عالَم را موجِدى باشد و به همين اندازه قناعت كرده و مدام در امور معاش و افكار دنيوى خود هستند، البته لازم نيست اين اشخاص، عوام باشند؛ چون ممكن است در علوم ديگر صاحب نظر باشند؛ مثلًا اگر علم اجمالى را به دستش بدهى، خيلى خوب مىتواند آن را حل كند و يا در صناعت ديگر طورى مهارت دارد كه كسان ديگر مثل ساخته او نمىتوانند چيزى بسازند، ولى در قسمت معارف به همان مرتبه ادنى قناعت نمودهاند، براى چنين اشخاصى معاد روحانى حاصل نخواهد شد؛ چون اينها در خط درك معانى عقليه نرفتهاند و يا اگر رفته باشند، خيلى با تقصير و تسامح رفتهاند و لذا نتوانستهاند كيفيت قدرت و كيفيت علم احدى را نسبت به تمام موجودات عالم به طورى كه لا يشذّ عن حيطة علمه شىء، و در مرتبه ذات به تمام موجودات عالم باشد، تحصيل كنند.
خلاصه مطلب اين است كه انسان به آن نحوى كه مراراً گفتهايم، يكى از حيوانات مىباشد و نسبت انسان به افراد ديگر حيوان، مثل نسبت ميمون به الاغ است؛ چون هر دو روح مجرد دارند، ولى ميمون از الاغ در ادراكات برترى دارد و با اينكه اين هم حيوان است، آن هم حيوان است، اما تجرد نفس ميمون بيشتر است، و آن دسته از انسانها كه در جنگلها زندگى وحشيانه داشته و يا دارند، معلوم نيست فرقشان با حيوان بيشتر از فرق ميمون نسبت به الاغ باشد. پس على الاجمال تجرد روح انسان، بيشتر از ميمون است، ولى بيشتر بودن تجرد- چنانكه تجرد ميمون نسبت به الاغ بيشتر است- در اينكه هر دو به حركت جوهريه در جوهر حركت دارند فرقى ايجاد نمىكند؛ چون ميمون كه محشور مىشود، به صورت حيوان محشور مىشود، گرچه در حيوانيت قوىتر و سعه نفس برزخى او از نفس الاغ بيشتر است ولى در جهت ديگر فرقى