تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٠٧ - بيان فرق ميان مجردات در قوس صعود و نزول
دارد و در آن وقت است كه قابليت ارتقا دارد و به تدريج هم ترقى مىكند و به عالم برزخيت و متوسطيت بين عالم طبيعت و عقل مىرسد و سپس عالم عقل در او پيدا مىشود، پس مادامى كه ماده دارد، ترقى برايش امكان دارد و با حركت جوهريه ارتقاى ذاتى پيدا مىكند و ملكاتى را هم با اختيار پيدا مىكند.
ولى هنگامى كه پستان عالم طبيعت را رها كرده و از طبيعت جدا شد- چون مستقل مىشود- حركت بر آن محال مىشود؛ زيرا واجد صورت مستقل و بدون ماده شده است و جسمش يك جسم برزخى گشته است، و اگر چنين موجودى، تجرد عقلانى هم پيدا كند، موجودى مىشود كه مرتبه عقلانى را دارد، گرچه جسم برزخى را هم واجد است.
اگر مثل خيلى از افراد انسانى فقط مفاهيمى را ادراك كند و به حقايق علمى نرسد، مرتبه عقلانى او همين اندازه است و چنين موجودى كه از حركت جوهرى فارغ شود، فقط از وجود برزخى برخوردار است و همه جهات كمالى را كه در طبيعت داشت، در عالم برزخ هم دارد؛ مثلًا ذائقه، شامّه، لامسه، جسم و بدن دارد.
همه افراد؛ چه آنهايى كه به تجرد عقلانى رسيدهاند و چه آنهايى كه به تجرد عقلانى نرسيدهاند، همانند عالم طبيعت، مىشنوند، مىبينند، آكل هستند و صحبت مىكنند؛ چون همين اصل جسم را با قواى آن دارند، در نتيجه احتياج به مكان- مثلًا- دارند و صحبت از قصر و خانه در بهشت است، گرچه مثل حضرت ختمى مرتبت صلى الله عليه و آله و سلم باشد كه در تجرد عقلانى هم افق با عقول مىباشد. و ايشان هم جسم دارند، منزل دارند و همانند دار طبيعت همجوار و همسايه دارند، بلى همسايه و جار داشتن ايشان، فقط مربوط به عالم جسمانى و برزخى است، ولى در مرتبه عقلانى و تجرد محض هم افقى ندارند تا همسايه داشته باشند.
فرق بين موجوداتى كه در قوس نزولى به تجرد عقلانى رسيدهاند، و موجوداتى كه در قوس صعودى به تجرد عقلانى رسيدهاند، به اين است كه موجودات دسته اول، وجود و جسم برزخى ندارند، ولى موجوداتى كه از مرتبه طبيعت به بالا رفتند و همافق