تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٠٠ - استشهاد مرحوم آخوند به عبارات «اثولوجيا»
و ببينيم چگونه بايد به سوى شمس حقيقت، سير نمود؛ چنانكه آن نبى اللَّه با ديدن افول، از آفل گذشت و به شمس حقيقى كه افول بر آن محال است نايل شد و فرمود:
«إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ حَنِيفاً وَ ما أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ»، [١] و چنين شخصى است كه دايره وجود را يك دور تكميل مىنمايد.
ولى متأسفانه ما هم گمان مىكنيم كه كسى هستيم، گرچه در اصل حركت جوهريه- كه همان بيرون رفتن قهرى از دار طبيعت و سفر من النقص الى الكمال و سفر من الماديه الى التجرد مىباشد- با اولياى الهى و كمّلين از انسانها شريك هستيم و همه در يك كاروان قرار داريم و مَثل ما و آنها مَثل اشخاصى است كه در يك ماشين در حركت مىباشند؛ بعضى از آنها سرگرم خوردن و خوابيدن و صحبت كردن هستند و بعضى ديگر گويا مأمورند كه نقشه اوضاع و كيفيات و خصوصيات اين سرزمين را بردارند و هنگامى كه سيرشان به پايان مىرسد، هر كدام استفاده ويژهاى از اين مسافرت نمودهاند، و كيفيت استفاده نمودن از عالم در اين مسافرت بستگى به نظر و ديدگاهشان دارد كه چگونه به اين عالم نگاه مىكردند، و با اينكه همه در حركت بودند، ولى نحوه و كيفيت استفاده متفاوت است؛ همچنين با اينكه همه موجودات حركت جوهريه دارند، ولى كيفيت استفاده از حركت جوهريه، از جهت نظرى و كسبى، ممكن است متفاوت باشد.
استشهاد مرحوم آخوند به عبارات «اثولوجيا»
بالجمله: مرحوم آخوند رحمه الله همان طورى كه به طور مكرر ارتقاى وجود را به واسطه حركت جوهريه مىداند، در ما نحن فيه هم ارتقاى وجود را به واسطه حركت جوهريه بيان مىكند، ولى چون در اينجا هدفش اين است كه براى اثبات مطلب خودش به كلام ارسطو استشهاد كند، عبارتى را انتخاب مىكند كه به عبارتهاى ارسطو نزديك باشد و مىگويد: انسان عقلانى و نفسانى و طبيعى داريم و انسان از مرتبه
[١] انعام (٦): ٧٩.