تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٤٠ - حكمت و حريت دو اصل در كمال انسانى
بيشتر است، و آنكه اصول نمىداند، اخبارى مىشود، و آنكه حكمت نمىداند، عارف مىشود و آنكه هيچ كدام را بلد نيست، صوفى مىشود.
البته روح چون ضعيف است به هر چه تمايل پيدا كرد بيش از آن را تحمل نمىكند؛ مثلًا آن كسى كه شغلش پهلوانى است و در ميدان پهلوانى تربيت يافته است، رحمش كمتر است و دلش رقيق نيست و آن كسى كه در عبادت و محراب و تسبيح است، روح شجاعت و سلحشورى ندارد بلكه ترسو است، همه اينها از ضعف وجود است كه نمىتواند در عرض هم كمالات را تحمل نمايد؛ لذا انسان وقتى كه با كسى حرف مىزند، نمىتواند خوب بشنود و يا اگر گوشش به حرف كسى است، نمىتواند حرف بزند.
از كمالات بعضى وزرا محسوب شده است كه در عين حالى كه گوش به حرف كسى داشت، خودش هم در امور وزارتى به زيردستانش دستور مىداد و او خواجه- عليه الرحمة- است، وقتى كه در ميان لشكر و نظام، تنظيم نظاميان مىكرد، مطلب علمى را كه قطب [١] سؤال نمود، با كمال متانت جواب داد. [٢] و نقل شده در همان وقتها علامه شيرازى كه مىخواست مطلبى سؤال كند، خواجه گفت: اگر در شفا است، در دو جاست و اگر در اشارات است، در يك جاست. علامه ديد همين طور است، گفت:
چگونه مىدانى؟ گفت: افق فهم تو در دست من است، مىدانم كه در شفا به غير از دو جا نمىمانى و در اشارات به غير از يك مورد نمىمانى.
و الحاصل: در يك قسمت پيش رفتن و در امور ديگر عقب ماندن، از ضعف وجود
[١] محمود بن مسعود بن مصلح كازرونى، معروف به قطب الدين شيرازى، وى در اصول تابع اشعرى و در فروع شافعى مذهب بوده و بر بزرگانى همچون: نصير الدين طوسى، صدر الدين قونوى و كاتبى قزوينى تلمّذ نموده است. در طب، هيئت، حكمت و كلام ماهر و از تصنيفات اوست: درّة التاج يا انموذج العلوم، شرح حكمة الاشراق سهروردى، شرح كليات قانون شيخ الرئيس، حل مشكلات المجسطى و ترجمه تحرير اقليدس.
وفات وى به سال ٧١٠ ق. در تبريز واقع گرديد.
[٢] قصص العلماء، ص ٣٧٤؛ روضات الجنات، ج ٦، ص ٣١٧.