تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٠٧ - بيان مراتب سهگانه نفس
نه اينكه رؤيت يا سمع نباشد، بلكه حقيقت سمع و رؤيت و لمس هست؛ چنانكه در خواب اين قضيه مشهود است؛ چون در خواب مىبيند، مىشنود، تكلم مىكند، لمس مىكند، مىنشيند، مىدود، مىايستد، مىخواند، مىخورد، از چيزهايى كه مولم است احساس درد مىكند و از چيزهايى كه ملذّ است لذت مىبرد، و چه بسا صوت مهيب مىشنود كه از ترس بيدار مىشود، البته حقيقت اينها به عمل مىآيد، منتها در آن نشئه لازم نيست كه اين شروط- مثل قرع و قلع و تموّج هوا- باشد؛ چون اينها از لوازم و شرايط تحقق سمع در مرتبه شهادت و ماديت است.
البته نه اين است كه مسأله خواب مثل خيالى است كه آدم چشمش را روى هم مىگذارد و تصور مىنمايد؛ چون خيال و تصور صوت، غير از حقيقت صوت است؛ اگر تصور صوت مهيب كنيم نمىترسيم، ولى در خواب مىترسيم، خيال زيد و تصور او را كه مىنماييم، نمىگوييم زيد را ديديم و به محض اينكه او را خيال و تصور كرديم، اگر بگوييم او را ديديم غلط است، ولى وقتى كه در خواب مىبينيم، حقيقت ديدن، صادق است و اگر هم بگوييم او را ديديم، اشتباه نيست.
همين طور در مرتبه عقلانى «ديدن» است به حقيقت ديدن و «سمع» است به حقيقت شنيدن. البته آن هم ارفع از مرتبه خيال مىباشد چون نشئه كامل است، لذا بصر، از سمع و لمس، از بصر جدا نيست و در اين مرتبه نيز ديدن عقلى است نه اينكه تعقل ديدن باشد، بلكه حقيقت ديدن است. حضرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم كه با جبرئيل امين تكلم مىكرد، وقتى كه متمثّل مىشد و آن حضرت هم با قدرتى كه با آن حقيقت كاملهاش داشت خود را از طبيعت منسلخ مىكرد، مىشنيد، تكلم مىكرد و علومى به آنها مىآموخت يا از آنها فرا مىگرفت، همهاش با حقيقت تكلم و با حقيقت سمع بود؛ چنانكه در خيال هم گفتيم كه به نحو برزخيت حاصل مىشود.
محقق داماد كتابى نوشته است كه در آن كتاب برهان متينى را كه در خواب اقامه كرده نقل نموده و مىگويد: در خواب ديدم كه مجلسى تشكيل شده و گويا من رئيس آن مجتمع بودم و آن جلسه از روحانيون تشكيل يافته بود، و مىگويد كه از من سؤال