تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٠٣ - توحيد نفس راهى براى شناخت توحيد حق
توحيد نفس راهى براى شناخت توحيد حق
از بيانى كه در حقيقت نفس و توحيد نفس داشتيم، صاحب فراست و ذكاوت، توحيد ذات احدى را هم مىفهمد، و اگر كسى با برهان و ديده عقل، وحدت نفس و ذاتش را نفهمد، چطور احديت و توحيد حق را مىفهمد؟ ولى كسى كه به حقيقت توحيد ذات خودش دست يافت، مىتواند توحيد حق را هم بفهمد. حقيقت انسان مرتبه غيب را داراست با اينكه واجد مرتبه شهادت هم هست و در طبيعت و مرتبه شهادت طبيعى است و در مرتبه خيال و حس مشترك موجود برزخى است و در مرتبه عاقله موجود مجرد است، با اينكه يك شخص است.
پس وجود انسان عصاره تمام عالَم و تمام موجودات است و وجودش يك نقشه كوچكى مىباشد كه از روى نقشه بزرگ عالم و كون كبير از عقل اول تا آخرين نقطه وجود برداشته شده است و اين وجود انسانى همانند يك نقشه كوچكى است كه از وجود كل عالم كبير برداشته شده است كه
«من عرف نفسه فقد عرف ربّه». [١]
چنانكه گفتيم، كمالات مرتبه شهادت، در مرتبه برزخ به نحو الجمع هست و با يك قوه، همه آنچه را كه حواس ظاهره درك مىكنند، درك مىكند و همه كمالات شهادت و نشئه برزخيه، در مرتبه عاقله به نحو وحدت، جمع است. همين طور همه مراتب شهادت و عالم طبيعت را حق تعالى واجد است، البته اصل كمالشان را، نه قيود و نقصان آنها را و نه اينكه حضرت حق هم يك حقيقت ذو مراتب باشد، بلكه در آنجا قضيه مراتب به اين نحو نيست كه عالم شهادت مرتبهاى از مراتب آن باشد، بلكه حضرت حق نسبت به ساير موجودات، علت است و عليت و معلوليت بين او و بين تمام موجودات حاصل است، و عرفا كه مىگويند: «عَلا فى دنوّه و دنا فى علوّه» و مىگويند: در عين علوّش نازل در تمام منازل است از اين جهت است كه هويت معلولى بتمامها، متعلق به اوست و حق تعالى به علم حضورى، عالم به همه معاليل
[١] عوالى اللئالى، ج ٤، ص ١٠٢، حديث ١٤٩.