تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٧٦ - استدلال بر تعدد نفس به واسطه تعدد قوا
و همين طور قوه ناميه نيز در حيوان، مثل نبات است، به اينكه غذاى داخل در جسم را به طور عادلانه، در همه جهات قسمت مىكند و به هر عضوى به قدر حقى كه دارد مىرساند و آن را در وضع متناسب قرار مىدهد، منتها در درخت به شاخهها مىرساند و در حيوان به بازوها و انگشتان مىرساند، و در درخت به تنه مىرساند و در حيوان هم به تنه مىرساند، و بالاخره در كيفيت فرق دارند، نه در اصل قوه ناميه.
و باز چنانكه در درخت، قوه مولّده بود كه افراز هسته براى توليد مثل مىنمود، در حيوان هم همان قوه هست، منتها اين، افراز منى براى توليد مثل مىكند و هسته انسان اين طور است و هسته فلان گياه به آن نحو است، پس در اصل اين اصول هيچ فرقى ندارند.
بلى، در حيوان علاوه بر اين سه قوه كه مشترك بين نبات و حيوان است، قوه ديگرى مىيابيم كه آن قوه، احساس و تحرك بالاراده است، البته اين قوه در نبات نيست ولى آن سه قوه ديگر در نبات هست؛ در اين سه قوه، نبات و حيوان با هم فرقى ندارند و تفاوت خوراك و غذاى آنها كه هر يك چيزى مصرف مىكنند باعث تفاوت در اصل آن معنى نمىشود.
چه بسا از نباتات هستند كه بايد در آب بمانند، چنانكه بعضى از گلهاى گلدانى اين طور است و غذاى آنها همان اجزاء ارضيه است كه مخلوط به آب است و از آن اجزاء ارضيه و مواد ارضيه استغذاء مىكنند، و بعضى ديگر از نباتات هست كه مثل اين، آب نمىخواهد ولى بايد به آن، آب خيلى برسد، و اى بسا درختى باشد كه به آب خيلى كم احتياج دارد، مثل درختهاى برّى، ولى اينها موجب تفاوت در اصل اصول نمىشود و فقط اينها تفاوت در كيفيت است؛ چنانكه حيوانات هم در اينها، فقط تفاوت در كيفيت دارند.
همين طور اگر حيوانى را با انسان ملاحظه كنيم، مىبينيم بعينه اصل اين اصولى كه در حيوان هست، در انسان هم هست و اگر هم تفاوتى باشد، در كيفيت است، در