تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٦٧ - حقيقت شفاعت و غفران و چگونگى تأثير عبادات
الباب اين است كه انسان به وسيله التزام به احكام شرعيه و اوامر و نواهى شرعى مىتواند جلوى آن اقتضاى ذاتى شقاوت را بگيرد، و يا با عدم التزام، جلوى آن اقتضاى ذاتى سعادت را بگيرد.
و الحاصل: نفس بعد از آنكه به موت طبيعى خارج شد، با همين افعال و كردار و رفتار و ملكات خود خواهد بود، ليكن نه به طور تشريفى و اعتبارى، بلكه به طور تكوينى و قهرى؛ چنانكه استقلال و خروج، قهرى مىباشد.
حقيقت شفاعت و غفران و چگونگى تأثير عبادات
بلى، يك بدبختى كه ما داريم آن يك بدبختى فوق العادهاى است، كه با عقول خود- نه با آن عقولى كه به تربيت صحيح شرعى تربيت شده باشند- كه مثل بچههاى بىصاحب ولگرد، خود به خود و بدون تربيت بزرگ شدهاند، بلكه تحت تربيت ناقصين نالايق، بزرگ شدهاند سنن الهى را معنى مىكنيم و گمان مىكنيم كه قضيه آخرت و مسئوليت آنجا يك مسئوليت اعتبارى است، و استحقاق العبد للعقوبة أو للمثوبه امر اعتبارى است و مولى هم طبق اين امر اعتبارى، يا عقوبت مىكند و يا اصلًا مىگذرد و مىگويد: برو پى كارت كه من گذشتم، و يا يك نفرى مىآيد و مىگويد: من خواهش مىكنم، از اين بگذر، و ما قضيه شفاعت را چنين گمان كرديم، و بعضى از منبريهاى ما از خودشان تفصيل دادند تا منبر بگيرد. و بعضى هم نفهميدند و از يك خبرى كه نه سندش را و نه دلالتش را دانستند، يك معنايى گرفتند و آمدند حضرت سيّد الشهدا عليه السلام را شفيع قرار دادند كه هر كس مرد، حضرت تشريف آورده و شفاعت مىنمايد و حضرت بارى تبارك و تعالى هم از آن امر اعتبارى كه استحقاق العبد للعقوبة باشد مىگذرد و عقابش نمىكند.
عقاب آنجا از لوازم ذات عبد است و هويت شخص، طبق بروز و ظهور لوازم ملكات مىباشد؛ مگر اين گونه لوازم را با خواهشهايى كه ما داريم مىشود تقاضاى گذشت آن را كرد؟!