تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٩٦ - جواب از استدلال به حشر و رجعت
آنچه كه آخوند در ابطال تناسخ گفت درست باشد انكار معادى كه ضرورى اديان است لازم مىآيد و همچنين بنا بر قول بعضى كه مىگويند: ارواح بعد از مفارقت از اين ابدان داخل ابدان مثاليه مىشوند اشكال لازم مىآيد.
و الحاصل: انكار تناسخ، انكار قول اين بعض و انكار ضرورى تمام اديان است، بلكه انكار قرآن است؛ چون در قرآن قضيه عزير [١] و طيور [٢] و غيره هست و همچنين انكار رجعت كه ضرورى مذهب حقه شيعه است لازم مىآيد؛ چون در رجعت هم ارواح مطهّره يا در آن ابدانى كه داشتند و آنها سالم و صحيح مانده داخل خواهند شد، و اگر به آن نحو باقى نمانده باشد اجزاء خاك و تربت شريف ايشان به قدرت الهيه جمعآورى شده و بدنهايى خلق گرديده و ارواح مطهّره به آن ابدان رجوع خواهند فرمود. على اىّ حال اشكال تناسخ در اينها جارى است و چون اينها را نمىتوان منكر شد، لذا بايد گفت: تناسخ واقع و درست و قدمى راسخ در اديان دارد و براهين شما شبهاتى در مقابل ضروريات تمامى اديان است.
ما از طرف آنها اشكال و ايرادشان را كاملًا بيان نموديم و اينك ان شاء اللَّه يكى يكى به جوابهاى آنها مىپردازيم.
جواب از استدلال به حشر و رجعت
اما قضيه رجعت: اولًا چنانچه شيخ محمد حسين اصفهانى رحمه الله مىگفته ما در جامعه مذهبى خود دچار يك اشكال بزرگى هستيم و آن اين است كه اگر يك مطلبى از ضروريات مذهب ما و يا از ضروريات دين شد علاوه بر آن مقدارى كه ضروريتش ثابت و بر آن دليل داريم بايد به آنچه از تبعه و شاخ و برگ و خصوصيات آن مطلب ضرورى است كه بين عوام الناس مشهور گرديده- و لو دليل بر آنها نداشته باشيم- قائل شويم، و در حقيقت آن خصوصيات بدون اينكه ضرورى باشد ضرورى گرديده، و اگر
[١] بقره (٢): ٢٥٩.
[٢] بقره (٢): ٢٦٠.