تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٧٣ - فصل دوم بيان مذاهب گوناگون در تناسخ و رد تمامى اقسام تناسخ
فصل دوم بيان مذاهب گوناگون در تناسخ و رد تمامى اقسام تناسخ
[١]در تناسخ اقوال مختلفى است به اختلاف تصوراتى كه به نحو موعظه گفته مىشود، يك قسمتى نزولى و جمعى صعودى، چنانچه خواهد آمد.
جمعى گفتهاند: نفوس انسانى كه از بدن خارج شد هميشه بين ابدان حيوانات در دوران است. و اين قول بسى سخيف است و در ابطال آن همين كفايت مىكند كه يك نوعى به قسر دائم از وصول به غايت خود و حركت به آمال خود بىنصيب و بىبهره باشند، و اين در دستگاه عنايت و حكمت نمىگنجد؛ به جهت اينكه غير ممكن است فعل لغوى از مبدأ اعلى و حكيم صادر شود؛ زيرا هيچ موجودى در اين نظام اكمل خلق نمىشود مگر اينكه علت غايى دارد، و معاليل براى خودشان خلق نمىشوند، بلكه به جهت علت غايى مخلوق مىشوند، و گر نه لازم مىآيد شىء چهار علت نداشته باشد و اين چنين مخلوقى كه ابداً به غايت نرسد لغو است، و لغو و عبث بر آن ذاتى كه برهان آن را به ما معرفى نموده است نمىسزد، پس قول اين گونه اشخاص از قائلين به تناسخ دورتر از اين است كه به آن اعتنا شود.
[١] اسفار، ج ٩، ص ٧.