تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٧١ - بيان تناسخ صعودى و نزولى
قبيل ميمون و خرس و غيره دور كعبه مىگردند و بين آنها دو سه نفر آدم هست. [١] و چنانكه در اديان سابقه مسخ جمعيت گناهكاران كه قرده گرديدهاند به وقوع پيوسته است، [٢] منتها در اين امت مرحومه به كرامت محمّدى صلى الله عليه و آله و سلم در دنيا مسخ نيست، ولى در آخرت كه از ناحيه نفوس به مناسبت ملكاتى كه تحصيل كردهاند بدن انشا مىشود اگر كسى در دنيا به راه راست و مستقيم محمّدى صلى الله عليه و آله و سلم و تربيت قرآنى رفته باشد و ملكاتى كه طبق اعمال تحصيل كرده است از اخلاق انسانى باشد، مناسب با اين ارواح همين شكل و شمايل و ابدان انسانى است كه احسن الصور است، و اگر ملكه سَبُعى تحصيل كرده و آدمى باشد كه هميشه غضوب و درنده و كشنده بوده است و اين خُلق در او ملكه شده باشد در آخرت كه بخواهد انشاى بدن نمايد صورتى مناسب با خود انشا مىكند، و اگر كسى باشد كه در او خلقهاى سيئه متعدده از غضب و حرص و طمع و غيره وجود داشته باشد يا يك بدنى مزدوج از ابدان آن حيواناتى كه اين خلقها را دارند انشا مىكند، و يا اينكه مانعى ندارد كه طبق هر خلقى بدنى انشا نمايد و در چندين صورت معذّب باشد.
و الحاصل: ممكن است كسى كه در يك خلقى از اخلاق بهيميه وارد شده و آن را به انتها رسانده است، نفس صورتى مناسب با خود انشا كند كه صور القرده و الخنازير از آن احسن باشد. و بالجمله: اين مانعى نداشته، بلكه قضيه اين طور است؛ چنانچه قرآن كريم از امم سابقه نقل نموده است. [٣] مسلّم آنجا قضيه تناسخ به اين معنى كه يك جسدى از قرده باشد و نفس اين از بدن حيوانى خارج شده و در آن داخل شده باشد و اين بدن انسانىاش يك طرف افتاده باشد نبوده، بلكه چون در بدن قوه انقلاب بوده، نفس قبل از مسخ بدن انسانى انشا مىنموده و بعد از آنكه در اين ملكات به حد رشد رسيد بدن مناسب با خودش انشا مىكند.
[١] بحار الانوار، ج ٢٧، ص ٣٠، حديث ٢.
[٢] «فَلَمَّا عَتَوْا عَنْ ما نُهُوا عَنْهُ قُلْنا لَهُمْ كُونُوا قِرَدَةً خاسِئِينَ» اعراف (٧): ١٦٦.
[٣] مائده (٥): ٦٠؛ اعراف (٧): ١٦٦.