تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٥٣ - جواب از اشكال بنا بر مبناى آخوند در حدوث نفس
عقيدهاى كه در باب پيدايش نفس دارم، جواب ديگرى سزاوار است. [١]
جواب از اشكال بنا بر مبناى آخوند در حدوث نفس
و آن اين است كه: نفس سابقاً مادى و طبيعى بوده، ولى لاحقاً مجرد و غير مادى است و آنچه قوه بوده به فعليت رسيده و نفس مستقل شده است، يعنى هر چه بالقوه بود بالفعل شده است و اين چنين چيزى، بدن و ماده ندارد؛ نه سابقاً و نه لاحقاً. بدن، ماده بود و امكان وجود طرف ماديت را داشت و لذا موجود هم شد و امكان عدم آن را هم داشت و معدوم هم شد، اما جهت تجرد را نه حدوثاً داشت و نه بقاءً.
به عبارت ديگر: نفس موجودى است كه مادامى كه در عالم طبيعت است، يك جهت و وجهه مادى دارد كه به آن جهت محكوم به ماديت است، و يك وجهه و جهت تجردى و روحانى دارد كه به آن جهت محكوم به حكم روحانيت و تجرد است، پس به يك ملاحظه مادى است و به يك ملاحظه مجرد است و به يك ملاحظه نه مادى و نه مجرد است؛ بلكه چون در حركت است و بين ماديت محض و تجرد محض قرار دارد، مادامى كه در حركت است و در جايى واقف نيست نمىشود به آن گفت كه اين چه چيز است؛ مثل خود حركت، و نفس در اين مرحله با سير، استكمال پيدا مىكند، يعنى از محض الطبيعه رو به محض التجرد مىرود و كم كم كمال پيدا كرده و از نقص بيرون مىرود. نه مثل ماديت محض است تا حكم خالص ماديت را داشته باشد و نه مثل مجرد محض است تا حكم طلق مجرد را دارا باشد؛ و نه تماماً ذو الوضع است و نه تماماً مفارق است.
اينكه گفتهاند: النفس مفارق فى ذاته و ذو وضع فى فعله، از اغلاط است. بلكه نفس در بين اين دو مبدأ و معاد، صاحب مراتب است، اما نه اينكه يك مرتبهاش در يك حال، مثلًا مرتبه عقلانى است و مرتبه ديگرش در همان حال و زمان، مادى است؛ كه فعلًا دو مرتبه داشته باشد و با مرتبه عقلانىاش درك معقولات كند و با مرتبه ماديش،
[١] اسفار، ج ٨، ص ٣٩٢.