تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٢٤ - ادله شيخ اشراق بر بطلان قدم نفوس
و بالجمله: چون نفس ماده ندارد، انقلاب ماهيت لازم مىآيد و انقلاب ماهيت محال است. [١]
آخوند مىفرمايد: انقلاب ماهيت در سه مورد محال است:
يكى اينكه بسيطى به بسيط ديگر منقلب شود.
و ديگر اينكه ماهيتى با قطع نظر از وجود، به ماهيت ديگرى منقلب شود؛ مثلًا تا كنون ماهيت انسان، حيوان ناطق بود بعد برگردد و حيوان ناهق شود.
و ديگر اينكه وجود از ماهيتى منقلب شده و همان تكه وجود، وجود ديگرى شود.
اين سه مورد، از موارد استحاله انقلاب ماهيت است.
و اما آن بيانى كه در نقض گفته شد، چون ما قائل به كينونت عقلى نفوس هستيم، البته نه به آن معنايى كه ظاهر كلام بعضى از حكما مثل افلاطون و صريح سخن محدثين ما مىباشد كه آنها گفتهاند كه نفوس جزئيه قبل از بدن به يك نحو وجودى كه منفرد از هم بوده، موجود بودهاند و هر نفسى را مىآورند و با بدنى جفت مىكنند، بلكه گفته ما بالاتر و اجلّ از اين است و آن اينكه در مرتبه وحدت و به طور جمع بوده است.
و الحاصل: بنا به عقيده ما- كه گفتيم: نفس جسمانية الحدوث بوده و بعد از آنكه موجودى طبيعى بوده كم كم از مرتبه طبيعت رو به بالا رفته و تجرد پيدا مىكند- اشكال انقلاب ماهيت شده است و ممكن است در هر دو طرف به اين عقيده ما برخورد داشته باشد؛ لذا مرحوم آخوند متعرض هر دو جهت شده است و جهت اخيرى را به طور صريح و با قاعده مستقيم جواب داده و آن طرف ديگر را بعد از آنكه ظواهر كلمات حكما مثل افلاطون را بر گفته خود- يعنى كينونت عقلى- تأويل كرده، جواب مىدهد.
اما جواب از اين طرف كه موجود طبيعى چگونه مجرد شد در صورتى كه اين حركت است و حركت ماده لازم دارد، ماده از صورتى به صورتى متبدل مىشود و
[١] اسفار، ج ٨، ص ٣٦٨.