معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٩٩ - مسايل هرمنوتيك
فهم انسانى را به خود گرفت و براى هر روش و رشتهاى كه با تأويل زبان، كنش، يا دستآفريدههاى انسانى سروكار داشت، اشارات و دلالتهايى در بر داشت. فردريش شلايرماخر، اولين پژوهشگرى بود كه درصدد ساختن نظريه عام تأويل برآمد، نظريهاى كه بتوان آن را در مورد متونى غير متون مذهبى نيز به كار بست. هرمنوتيك به وسيله يك آلمانى ديگر يعنى ويلهلم ديلتاى جايگاه گستردهترى يافت. به نظر ديلتاى، علوم انسانى همگى در سطحى بنيادين، درگير مسأله هرمنوتيكى تأويل كلام انسانى است. هرمنوتيك در پايان سده نوزدهم و به خصوص در آلمان، بهعنوان يك روش فلسفى كه نه تنها به متون كهن، بلكه به همه مطالعات انسانى مربوط است، اعتبار چشمگيرى پيدا كرد. هرمنوتيك سده نوزدهم به تاريخ باورى نيز متهم بود كه بنا بر آن ما در تأويل متون هيچ حقيقت عينىاى در اختيار نداريم، زيرا تأويلهاى ما همواره محدود به موقعيت تاريخى ما و نيز در بند قيودى است كه تصورات و علايقِ واقعىمان آنها را بر ما تحميل مىكنند. هايدگر، نوعى هرمنوتيك ضد ذهنى را بنياد نهاد كه بر مكانمندى تمام و كمال در تاريخ و زبان تأكيد مىكند. گادامر شاگرد هايدگر، مسير استاد را طى كرده و هدف تأويل متن را نه نيات مؤلف، بلكه خودِ متن معرفى كرد.[١]
به نظر نگارنده، در عصر حاضر هر دو نوع هرمنوتيك يعنى هرمنوتيك روششناختى- اعم از روششناختى متون مقدس يا مطلق متون و يا مطلق علوم انسانى- و هرمنوتيك فلسفى، جهت تبيين ماهيت فهم و شرايط حصول آن، ضرورت دارد.
مسايل هرمنوتيك
تمايز معانى و گستره چيستى هرمنوتيك، دامنه مسايل هرمنوتيك را نيز متفاوت مىسازد. بدون شك، قلمرو مسايل هرمنوتيك در تعريف هايدگر و گادامر، گسترهتر از تعريف ديلتاى و مسايل هرمنوتيك ديلتاى، گسترهتر از مسايل هرمنوتيك شلايرماخر است؛ زيرا روششناسى لغوى، محدودتر از روششناسى زبان و روششناسى زبان نيز محدودتر از روششناسى علوم
[١] . جمعى از نويسندگان، هرمنوتيك مدرن، صص ١٣- ٩.