معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٨٣ - چگونگى دلالت ظاهر آيات بر بطون
ثالثاً: برخى از روايات اين باب كه در آنها مطلبى توسط امامان (ع) به بطون قرآن نسبت داده شده، به گونهاى است كه راوى بين آن مطلب و معناى ظاهرى آيه ملازمهاى نمىبيند و از اين رو با تعجب از چگونگى انتساب آن به قرآن سؤال كرده است و امام (ع) در پاسخ متذكر بطون قرآن مىشود.[١]
رابعاً: استناد مستقيم معانى باطنى آيات به خداوند در صورتى منطقى جلوه مىكند كه اينگونه معانى، مدلول مطابقى آيات و مورد اراده مستقيم خداوند باشند. استناد لوازم آيات به خداوند بهصورت مستقيم ممكن نيست، بلكه مىتوان تنها آنها را به كلام خداوند و بهعبارتى لازمه كلام خداوند مستند دانست.
خامساً: جريان قرآن در بستر زمان به سبب داشتن بطون، كه در برخى از روايات همين باب به جريان خورشيد و ماه تشبيه شده است،[٢] از طراوت و تازگى وحى آسمانى در اثر جريان يافتن بطون در هر عصر و زمانى حكايت دارد. اين روايات از جارى شدن بطون در بستر زمان به جارى شدن قرآن تعبير كرده و در حقيقت به تساوى بطون با قرآن نظر دادهاند. تساوى بطون با قرآن در صورتى صادق است كه معانى باطنى را همانند معانى ظاهرى، مدلول مطابقى و مستقيم آيات بدانيم، زيرا لوازم آيات را نمىتوان مساوى با قرآن قلمداد كرد.
توجه به جهات پنجگانه بالا به استوارى بيشتر ديدگاه علامه مىانجامد و بر اساس آن اين نتيجه بهدست مىآيد كه بطون آيات، لايهها و مراتب معنايى متعدد و ژرفى هستند كه همانند لايه نخست آيات مدلول مطابقى ظواهر آيات مىباشند و با لوازم آشكار و ناآشكار آيات متفاوتند. به همين سبب نمىتوان هر مطلبى را به سبب اندك ملازمهاى با معناى ظاهرى آيات، بطون آنها قلمداد كرد، بلكه دستيابى به بطون كارى ظريف و عرصهاى پرمخاطره است.
[١] . ر. ك: محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج ٨٩، ص ٩٥، روايت جابر از امام باقر( ع).
[٢] . همان، ص ٩٧.