معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٥٠٣ - ٥ نزاهت حضرت لوط(ع)
سفر پيدايش چنين است:
٣٠. و لوط از صوغَر برآمد و با دو دختر خود در كوه ساكن شد، زيرا ترسيد كه در صوغر بماند، پس با دو دختر خود در مغاره سكنى گرفت.
٣١. و دختر بزرگ به كوچك گفت پدر ما پير شده و مردى بر روى زمين نيست كه برحسب عادت كلّ جهان به ما درآيد.
٣٢. بيا تا پدر خود را شراب بنوشانيم و با او همبستر شويم تا نسلى از پدر خود نگاه داريم.
٣٣. پس در همان شب پدر خود را شراب نوشانيدند و دختر بزرگ آمده با پدر خويش همخواب شد و او از خوابيدن و برخاستن وى آگاه نشد.
٣٤. و واقع شد كه روز ديگر بزرگ به كوچك گفت اينك دوش با پدرم همخواب شدم، امشب نيز او را شراب بنوشانيم و تو بيا و با وى هم خواببشو تا نسلى از پدر خود نگاه داريم.
٣٥. آن شب نيز پدر خود را شراب نوشانيدند و دختر كوچك همخواب وى شد و او از خوابيدن و از برخاستن وى آگاه نشد.
٣٦. پس هر دو دختر لوط از پدر خود حامله شدند.
٣٧. و آن بزرگ، پسرى زاييده او را موآب نام نهاد و او تا امروز پدر موآبيان است.
٣٨. و كوچك نيز پسرى بزاد و او را بن عمّى نام نهاد. وى تا به حال پدر بنى عمّون است.[١]
آيتالله معرفت ضمن حمله به گزارش خرافهآلود تورات بر پاكدامنى متفق عليه لوط (ع)، چنين استدلال و تذكار مىآورد:
قرآن ابا دارد كه ساحت قدسى پيامبرى الهى را اين چنين بيالايد. قرآن آياتى در شأن و مقام والاى او دارد كه همواره تلاوت مىشوند و سند گواهى خداوند بر پيراستگى ساحت اولياى وى هستند؛ از جمله آيات زير:
و به لوط حكمت و دانش عطا كرديم و او را از آن شهرى كه مردمش كارهاى پليد مىكردند نجات داديم. به راستى آنها گروه بد و منحرفى بودند. و او را در رحمت خويش داخل كرديم، زيرا او از شايستگان بود.
و در حقيقت لوط از زمره فرستادگان بود. آن گاه كه او و همه كسانش را رهانيديم. جز پيرزنى كه در ميان خاكسترشدگان بود.[٢]
[١] . نقد شبهات قرآنى، ص ٧٦.
[٢] . همان.