معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٣٧٣ - ٢ شيوههاى ترجمه
برخى گويند واژه ترجمان از فارسى به عربى راه يافته و در اصل همان واژه «ترزفان» است كه در فارسى معادل پچواك، تاجُران، ديلماج و تيلماچى مىباشد و پس از راه يافتن به عربى، مشتقاتى از قبيل: ترجم، يترجم، مترجم و ... از آن ساخته شده است.[١] استاد (ره) در تعريف ترجمه فقط به نقل قاموس اكتفا كرده و آورده است:
ويبدو من القاموس انه لا بد من اختلاف اللغة لانه قال: الترجمان المفسر للسان. و من ثم فالترجمة: نقل الكلام من لغة الي اخري.[٢]
سپس چنين توضيح داده است:
از سخن صاحب قاموس چنين برمىآيد كه در ترجمه، تعدد زبان شرط است؛ ترجمه، برگرداندن از زبانى به زبان ديگر است، مثلًا از عربى به فارسى ... پس اگر يك معنى، با دو عبارت در پى هم آورده شود كه دومى توضيح اولى باشد، ترجمه نمىگويند و صرفاً تبيين و توضيح عبارت است.[٣]
٢. شيوههاى ترجمه
از آنجا كه ترجمه جريانى آگاهانه بين دو زبان است؛ مترجم از يك سو دستى در زبان مبدأ و از سويى ديگر دستى در زبان مقصد دارد و در صدد ايجاد پلى در بين دو زبان است؛ لذا يك اضطراب و نگرانى هميشگى وى را همراهى مىكند كه آيا در ترجمه خود پيام صاحب سخن را به مخاطب رسانده است؟ در تحليل اين نگرانى چه از سوى مترجم و چه از طرف ديگران چنين گفته شده است:
متخصصان ترجمه، اين موضوع را تحت عنوان ترجمه ارتباطى[٤] و ترجمه معنايى[٥] مطرح مىكنند.[٦]
[١] . زبيدى، تاج العروس، ج ٨، ص ٢١١؛ لغتنامه دهخدا، ج ٥، ص ٦٦١٠.
[٢] . التفسير و المفسرون، ج ١، ص ١١٦.
[٣] . تاريخ قرآن، ص ١٨٣.
[٤] .Communicative translation
[٥] .Semantic .t .
[٦] . درباره ترجمه، مقاله مبانى ترجمه، ص ٥٠.