معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٣٧٤ - ٢ شيوههاى ترجمه
مترجم در ترجمه ارتباطى بيشتر به مخاطب خود در زبان مقصد مىانديشد؛ او مىخواهد مخاطب خود را جذب كرده و ارتباط وى را با مفهوم پيام و مطالب ترجمه شده برقرار كند، و از ترجمه معنايى فاصله مىگيرد و از انتقال ساختارهاى دستورى و معنوى زبان مبدأ كه براى مخاطب ناآشنا است خوددارى مىكند.
اما در ترجمه معنايى، هدف مترجم اهتمام به زبان مبدأ است؛ لذا در اين شيوه ترجمه، تلاش بر اين است كه ساختارهايى صورى و دستورى و معنايى زبان مبدأ به زبان مقصد منتقل گردد.
به نظر مىرسد توجه به يكى از اهداف مهم ترجمه كه رساندن پيام به مخاطب و تأثير آن بر وى مىباشد باعث شده كه به شيوه «ترجمه ارتباطى» با رويكردى جديد نگاه شود و طرفداران بيشترى را جذب كند.
فرض كنيد در زبانى بالاترين و قوىترين سوگند، سوگند به شمشير باشد. خود را جاى مترجمى بگذاريد كه در حال ترجمه داستانى از اين زبان به زبانى ديگر است كه در آن، به دلايل جغرافيايى- فرهنگى، بالاترين سوگند، سوگند به خورشيد است و سوگند خوردن به شمشير اصولًا مفهومى ندارد؛ فرض كنيد قهرمان داستان به معشوقش مىگويد: به شمشير سوگند كه هرگز تو را فراموش نخواهم كرد. تكليف مترجم با اين جمله چيست؟ اگر مترجم شمشير را به شمشير ترجمه كند، معنى [لفظ] را حفظ كرده است، اما اين خطر وجود دارد كه پيام را نرسانده باشد ... چنانچه مترجم سوگند به شمشير را به سوگند به خورشيد ترجمه كند، معنى [لفظ] را رها كرده در مقابل پيام را رسانده است.[١]
آيتالله معرفت (ره) كه از ترجمه معنايى به «ترجمه همگام»، «ترجمه حرفى»، و ترجمه «تحت اللفظى» ياد كرده است؛ براى نشان دادن كاستىهاى اين شيوه از ترجمه مثال قرآنى جالبى را آورده است:
اگر بخواهيم آيه ٢٩ سوره اسراء وَ لا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلى عُنُقِكَ وَ لا تَبْسُطْها كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُوماً مَحْسُوراً را ترجمه همگام كنيم، به اين صورت خواهد بود: هرگز دست خود برگردن مبند و آن را از هم گشاده كاملًا
[١] . همان، ص ٥١.