معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٢١٨ - ٣ انسان و ادراك ظاهرى
كودكى باز مىگردانيم)
يا در آيه ديگر مىفرمايد:
اللَّهُ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ ضَعْفٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْ بَعْدِ ضَعْفٍ قُوَّةً ثُمَّ جَعَلَ مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ ضَعْفاً وَ شَيْبَةً يَخْلُقُ ما يَشاءُ وَ هُوَ الْعَلِيمُ الْقَدِيرُ.[١]
خداوند كسى است كه شما را آفريد در حالى كه ضعيف بوديد سپس قوت بخشيد و باز بعد از قوت، ضعف و پيرى قرار داد. او هرچه مىخواهد مىآفريند و او دانا و توانا است.
اين ويژگى مربوط به جسم انسان است؛ اما در درون انسان يك حيات عقلانى وجود دارد كه با تغييرات جسمى انسان همسان نيست و نه تنها ضعيف نمىشود، بلكه در حال رشد و كمال است؛ حتى انسان در مرحلهاى رو به ضعف و ناتوانى مىرود اما حيات عقلانى او رشد و توانمندى بيشترى پيدا مىكند. اين دو ويژگى نشان مىدهد كه انسان غير از جسم ظاهرى كه رو به ضعف مىرود، داراى يك ساحت و بعد ديگرى به نام «روح» مىباشد.
٣. انسان و ادراك ظاهرى
دليل ديگرى براى اثبات نفس و روح، قدرت ادراك و معرفت انسان است، زيرا انسان در درونش توانايى زيادى مىبيند كه بهطور كامل با قواى بدنيش متفاوت است و ادراك امرى غير مادى است، زيرا هيچ يك از خواص ماده مانند حجم، برخوردارى از طول و عرض و ارتفاع، محدود بودن به جهت، مكانى ندارد. انسان قضايا و معانى كلى را درك مىكند مانند اينكه مقدمه واجب، واجب است يا بين حكم عقل و حكم شرع ملازمه وجود دارد. اين قضاياى كلى يا ملازمات عقليه امورى خارج از حس هستند كه با تفكر و انديشه فهميده مىشوند؛ نيز مانند صورتهاى ذهنى كه در ذهن انسان نقش مىبندد، مانند صورت درخت، كوه، خانه، آسمان كه انسان در ذهن خود آنها را مىيابد و اين صورتهاى ذهنى هيچ جزء مادى ندارند و فضايى را اشغال نمىكنند و تنها جايگاه آن «نفس» است كه اين نفس همان بُعد دوم انسان
[١] . روم، آيه ٥٤.