معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ١٨٣ - لسان قوم
برسد حق است و اگر طبق آن هدف و نتيجهاى كه برايش تقدير شده، واقع نشود، باطل است.[١]
بنابراين قرآن با دينى آمد كه اعتقادات و دستوراتى مطابق با هدف حيات و هستى است و انتظار بشر را از دين يعنى كمال و رفع نواقص فردى و اجتماعى او در دنيا و رستگارى و سعادت در آخرت تأمين كند و هيچگونه امر غير واقعى و غيرراستى كه خلاف اين هدف باشد، در آن راه پيدا نخواهد كرد، چه در هنگام نزول و يا پس از آن.
علامه طباطبايى در توضيح آيات ٤١ و ٤٢ سوره فصلت ... لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ ... مىنويسد:
آمدن باطل به سوى قرآن، به معناى ورود باطل در قرآن است و اينكه برخى اجزاى قرآن و يا همه آنها باطل شود از اين طريق است كه همه معارف حقى كه در قرآن است، يا برخى از آنها غير حق شود يا همه احكام و دستورات و اخلاق آن و يا برخى از آنها لغو گردد، كه عمل به آنها شايسته نباشد و بر اين اساس مراد از اين سخن خداوند مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ، دو زمان حال و آينده است؛ يعنى زمان نزول قرآن و پس از آن تا روز قيامت.»[٢]
خلاصه آنكه زبان قوم با فرهنگ قوم رابطه ندارد و اگر به اعتقادات، باورها، تشبيهات و استعارههاى آنها توجّه شده، با هدف تأثيرگذارى است، نه تأثيرپذيرى و خضوع در برابر آنها.
ممكن است گفته شود: در قرآن الفاظ و عباراتى به كار رفته، كه وضع آنها بر خرافات و اعتقادات خلاف واقع است، نظير واژه، «مجنون» يا ديوانه، كه بر اساس گمان جاهلى، نتيجه ارتباط يكى از جنيان با انسان است و يا «خُلُق» به معنى خلق و خوى، علت جعل اين واژه آن بود كه عرب «اخلاق» را خوىهاى جبرى دانسته و مرتبط با خلقت و آفرينش اشخاص ارزيابى مىكردند.
استاد معرفت در اينجا به تفكيك حوزه «وضع» از حوزه «استعمال» پرداخته و بيان مىدارد: محاورات كه با انگيزه تفاهم بيان مىشود، بر اساس
[١] . ر. ك: سيدمحمدحسين طباطبايى، الميزان فى تفسير القرآن، ج ١١، ص ٣٣٥.
[٢] . همان، ج ١٧، ص ٣٩٨.